undeservedly

[ایالات متحده]/'ʌndɪ'zɝvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون شایستگی; بدون توجیه.

جملات نمونه

The study of this subject is undeservedly neglected today.

مطالعه این موضوع امروزه به طور غیرضروری نادیده گرفته شده است.

Press undeservedly, pull, rub can organize skin lower level flimsily destroy, cannot have the effect of hairdressing not only, rise instead counteractive.

فشار دادن، کشیدن، مالش دادن می‌تواند پوست را به طور نازکی تخریب کند، نه تنها اثر آرایشگری ندارد، بلکه به جای آن اثر معکوس ایجاد می‌کند.

نمونه‌های واقعی

Many of the books will have joined the legions of what W.H. Auden called the " undeservedly forgotten" .

بسیاری از کتاب‌ها به صفوف آنچه وی. اچ. آودن « فراموش‌شده‌های ناروا» نامید، پیوسته‌اند.

منبع: The Economist (Summary)

The call to brave work with more authenticity undeservedly disadvantages people of color.

فراخوان برای انجام کار شجاعانه با اصالت بیشتر، به طور غیرمنصفانه، افراد رنگین‌پوست را در حاشیه قرار می‌دهد.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2021 Collection

The only poor comfort he had was that she snubbed Charlie Sloane, unmercifully, continually, and undeservedly.

تنها تسلی ناچیز او این بود که شارلی اسلون را بی‌رحمانه، پیوسته و به طور غیرمنصفانه تحقیر می‌کرد.

منبع: Anne of Green Gables (Original Version)

We feel pity for someone who suffers undeservedly, especially if that suffering could have come upon us or someone close to us.

ما برای کسی که به طور غیرمنصفانه رنج می‌کشد، احساس ترحم می‌کنیم، به خصوص اگر آن رنج می‌توانست به ما یا کسی که به ما نزدیک است، رخ دهد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید