| صفت یا فعل حال استمراری | undeserving |
making invidious distinctions between the ‘deserving’ and the ‘undeserving’ poor
ایجاد تمایزات نفرت انگیز بین فقرا 'شایسته' و 'بی ارزش'.
feeling undeserving of praise
احساس بیارزشی برای تحسین
undeserving of a second chance
بیارزش برای فرصت دوباره
making invidious distinctions between the ‘deserving’ and the ‘undeserving’ poor
ایجاد تمایزات نفرت انگیز بین فقرا 'شایسته' و 'بی ارزش'.
feeling undeserving of praise
احساس بیارزشی برای تحسین
undeserving of a second chance
بیارزش برای فرصت دوباره
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید