undriven

[ایالات متحده]/[ʌndˈraɪv(ə)]/
[بریتانیا]/[ʌndˈraɪv]/

ترجمه

adj. ناگان; نامحرک. ناگان از طمع یا خواسته.
adv. ناگان; نامحرک.

عبارات و ترکیب‌ها

undriven car

ماشین بدون موتور

undriven roads

جاده‌های بدون موتور

being undriven

بودن بدون موتور

undriven future

آینده بدون موتور

undriven systems

سیستم‌های بدون موتور

undriven vehicles

وسایل نقلیه بدون موتور

undriven state

وضعیت بدون موتور

undriven technology

فناوری بدون موتور

undriven mode

حالت بدون موتور

undriven operation

عملکرد بدون موتور

جملات نمونه

the undriven car sat abandoned in the parking lot.

خودروی بدون موتور در پارکینگ به طور یکجانبه گذاشته شده بود.

an undriven train stood motionless on the tracks.

یک قطار بدون موتور روی راه‌روی به طور کاملاً ثابت قرار داشت.

he preferred an undriven route through the forest.

او مسیری بدون موتور از طریق جنگل را ترجیح می‌داد.

the undriven machinery was rusting in the shed.

ماشین‌آلات بدون موتور در گاراژ به گوگور می‌خورد.

the undriven drone hovered silently above the field.

درونز بدون موتور به آرامی بالای زمین پرواز می‌کرد.

they developed an undriven system for package delivery.

آن‌ها یک سیستم بدون موتور برای ارسال بسته‌ها توسعه دادند.

the undriven boat drifted aimlessly on the lake.

کشتی بدون موتور در دریاچه به طور بی‌هدفی در حرکت بود.

the undriven vehicle navigated the complex course.

وسیله نقلیه بدون موتور مسیر پیچیده را طی کرد.

the undriven prototype demonstrated impressive capabilities.

نمونه‌ی بدون موتور توانایی‌های عالی را نشان داد.

the undriven rover explored the martian surface.

روور بدون موتور سطح مریخ را بررسی کرد.

the undriven forklift moved pallets efficiently.

پیکاب‌های بدون موتور به طور کارآمد بارها را جابه‌جایی می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید