unemployables among us
نفرات بیکار در میان ما
helping unemployables
کمک به نفرات بیکار
identifying unemployables
شناسایی نفرات بیکار
supporting unemployables
حمایت از نفرات بیکار
addressing unemployables
برخورد با نفرات بیکار
unemployable youth
نوجوانان بیکار
many unemployables
زیادی از نفرات بیکار
unemployables' plight
نفرات بیکار در دل درد
unemployables' skills
مهارتهای نفرات بیکار
training unemployables
آموزش نفرات بیکار
many unemployables lack basic skills for entry-level positions.
بسیاری از افراد غیرقابل استخدام دارای مهارتهای پایه برای مشاغل سطح ورودی نیستند.
the program aims to help unemployables find meaningful work.
این برنامه به منظور کمک به افراد غیرقابل استخدام برای یافتن کاری معنادار است.
societal attitudes often stigmatize unemployables.
گرایشهای اجتماعی اغلب افراد غیرقابل استخدام را نابود میکنند.
some unemployables face significant barriers to employment.
بعضی از افراد غیرقابل استخدام با موانع قابل توجهی در کار مواجه میشوند.
we need to support unemployables with retraining opportunities.
ما نیاز به حمایت از افراد غیرقابل استخدام با فرصتهای آموزش مجدد داریم.
the rise of automation threatens many unemployables.
افزایش اتوماسیون بسیاری از افراد غیرقابل استخدام را تهدید میکند.
government policies should address the needs of unemployables.
سیاستهای دولت باید نیازهای افراد غیرقابل استخدام را در نظر بگیرد.
it's crucial to understand the challenges faced by unemployables.
درک چالشهایی که افراد غیرقابل استخدام میشوند، حیاتی است.
the study focused on the experiences of long-term unemployables.
این مطالعه روی تجربیات افراد غیرقابل استخدام در بلند مدت متمرکز بود.
providing support for unemployables is a social responsibility.
ارائه حمایت به افراد غیرقابل استخدام یک مسئولیت اجتماعی است.
the system often overlooks the plight of unemployables.
سیستم اغلب نابودی افراد غیرقابل استخدام را نادیده میگیرد.
unemployables among us
نفرات بیکار در میان ما
helping unemployables
کمک به نفرات بیکار
identifying unemployables
شناسایی نفرات بیکار
supporting unemployables
حمایت از نفرات بیکار
addressing unemployables
برخورد با نفرات بیکار
unemployable youth
نوجوانان بیکار
many unemployables
زیادی از نفرات بیکار
unemployables' plight
نفرات بیکار در دل درد
unemployables' skills
مهارتهای نفرات بیکار
training unemployables
آموزش نفرات بیکار
many unemployables lack basic skills for entry-level positions.
بسیاری از افراد غیرقابل استخدام دارای مهارتهای پایه برای مشاغل سطح ورودی نیستند.
the program aims to help unemployables find meaningful work.
این برنامه به منظور کمک به افراد غیرقابل استخدام برای یافتن کاری معنادار است.
societal attitudes often stigmatize unemployables.
گرایشهای اجتماعی اغلب افراد غیرقابل استخدام را نابود میکنند.
some unemployables face significant barriers to employment.
بعضی از افراد غیرقابل استخدام با موانع قابل توجهی در کار مواجه میشوند.
we need to support unemployables with retraining opportunities.
ما نیاز به حمایت از افراد غیرقابل استخدام با فرصتهای آموزش مجدد داریم.
the rise of automation threatens many unemployables.
افزایش اتوماسیون بسیاری از افراد غیرقابل استخدام را تهدید میکند.
government policies should address the needs of unemployables.
سیاستهای دولت باید نیازهای افراد غیرقابل استخدام را در نظر بگیرد.
it's crucial to understand the challenges faced by unemployables.
درک چالشهایی که افراد غیرقابل استخدام میشوند، حیاتی است.
the study focused on the experiences of long-term unemployables.
این مطالعه روی تجربیات افراد غیرقابل استخدام در بلند مدت متمرکز بود.
providing support for unemployables is a social responsibility.
ارائه حمایت به افراد غیرقابل استخدام یک مسئولیت اجتماعی است.
the system often overlooks the plight of unemployables.
سیستم اغلب نابودی افراد غیرقابل استخدام را نادیده میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید