undereducated

[ایالات متحده]/ʌndərˈɛkjʊkeɪtɪd/
[بریتانیا]/ʌndərˈɛkjʊˌkeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فاقد آموزش کافی

عبارات و ترکیب‌ها

undereducated youth

جوانان بی‌سواد

undereducated population

جمعیت بی‌سواد

undereducated adults

بزرگسالان بی‌سواد

undereducated workforce

نیروی کار بی‌سواد

undereducated students

دانشجویان بی‌سواد

undereducated communities

جامعه‌های بی‌سواد

undereducated individuals

افراد بی‌سواد

undereducated groups

گروه‌های بی‌سواد

undereducated regions

مناطق بی‌سواد

undereducated children

کودکان بی‌سواد

جملات نمونه

many children in rural areas are undereducated.

بسیاری از کودکان در مناطق روستایی از تحصیلات محروم هستند.

undereducated individuals often struggle to find good jobs.

افراد بی‌سواد اغلب برای یافتن شغل مناسب دچار مشکل می‌شوند.

the undereducated population faces numerous challenges.

جمعیت بی‌سواد با چالش‌های متعددی روبرو هستند.

efforts must be made to assist the undereducated.

باید تلاش‌هایی برای کمک به افراد بی‌سواد انجام شود.

undereducated adults may lack essential skills.

افراد بزرگسال بی‌سواد ممکن است فاقد مهارت‌های ضروری باشند.

programs aimed at helping the undereducated are essential.

برنامه‌هایی که هدف آنها کمک به افراد بی‌سواد است، ضروری هستند.

being undereducated can limit one's opportunities.

بی‌سواد بودن می‌تواند فرصت‌های یک فرد را محدود کند.

many undereducated people are unaware of their potential.

بسیاری از افراد بی‌سواد از پتانسیل خود آگاه نیستند.

society must address the needs of the undereducated.

جامعه باید به نیازهای افراد بی‌سواد رسیدگی کند.

undereducated youth are at risk of falling into poverty.

جوانان بی‌سواد در معرض خطر فقر قرار دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید