unfilterable

[ایالات متحده]/ʌnˈfɪltərəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈfɪltərəbəl/

ترجمه

adj. قابل فیلتر نشدن; قادر به عبور از فیلتر نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unfilterable data

داده‌های غیرقابل فیلتر

unfilterable content

محتوای غیرقابل فیلتر

unfilterable results

نتایج غیرقابل فیلتر

unfilterable sources

منابع غیرقابل فیلتر

unfilterable information

اطلاعات غیرقابل فیلتر

unfilterable parameters

پارامترهای غیرقابل فیلتر

unfilterable variables

متغیرهای غیرقابل فیلتر

unfilterable queries

پرس و جوهای غیرقابل فیلتر

unfilterable messages

پیام‌های غیرقابل فیلتر

unfilterable items

موارد غیرقابل فیلتر

جملات نمونه

the data was deemed unfilterable due to its complexity.

با توجه به پیچیدگی، داده‌ها غیرقابل فیلتر تلقی شدند.

we need to find a solution for unfilterable information.

ما باید راه حلی برای اطلاعات غیرقابل فیلتر پیدا کنیم.

his emotions were unfilterable during the intense moment.

در آن لحظه پرتنش، احساسات او غیرقابل فیلتر بود.

the unfilterable noise from the street disturbed my concentration.

سر و صدای غیرقابل فیلتر از خیابان باعث آزار تمرکز من شد.

they faced unfilterable challenges in their research.

آنها با چالش‌های غیرقابل فیلتر در تحقیقات خود روبرو شدند.

the unfilterable data stream posed a significant problem.

جریان داده غیرقابل فیلتر یک مشکل قابل توجه ایجاد کرد.

her unfilterable thoughts spilled out during the interview.

افکار غیرقابل فیلتر او در طول مصاحبه بیرون ریخته شد.

unfilterable opinions can lead to heated debates.

دیدگاه‌های غیرقابل فیلتر می‌توانند منجر به بحث‌های داغ شوند.

the report highlighted the issue of unfilterable content online.

گزارش به مسئله محتوای غیرقابل فیلتر آنلاین اشاره کرد.

unfilterable emotions often reflect deeper issues.

احساسات غیرقابل فیلتر اغلب نشان دهنده مسائل عمیق تر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید