untamable

[ایالات متحده]/ʌnˈteɪ.mə.bəl/
[بریتانیا]/ʌnˈteɪ.mə.bəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر قابل اهلی کردن یا کنترل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

untamable spirit

روح رام‌نشدنی

untamable nature

طبیعت رام‌نشدنی

untamable passion

اشتیاق رام‌نشدنی

untamable energy

انرژی رام‌نشدنی

untamable force

نیروی رام‌نشدنی

untamable will

اراده رام‌نشدنی

untamable fire

آتش رام‌نشدنی

untamable wilderness

بی‌مهات رام‌نشدنی

untamable heart

قلب رام‌نشدنی

untamable dreams

رویاهای رام‌نشدنی

جملات نمونه

the untamable spirit of the wild is captivating.

روح رام‌نشدنی طبیعت وحشی، مسحورکننده است.

he has an untamable passion for adventure.

او اشتیاق رام‌نشدنی به ماجراجویی دارد.

her untamable curiosity leads her to explore new ideas.

کنجکاوی رام‌نشدنی او باعث می‌شود ایده‌های جدید را کشف کند.

the untamable forces of nature can be both beautiful and dangerous.

نیروهای رام‌نشدنی طبیعت می‌توانند هم زیبا و هم خطرناک باشند.

he is known for his untamable energy during performances.

او به خاطر انرژی رام‌نشدنی خود در طول اجراها شناخته شده است.

they admired the untamable beauty of the landscape.

آنها به زیبایی رام‌نشدنی منظره خیره شدند.

the untamable nature of the ocean fascinates sailors.

طبیعت رام‌نشدنی اقیانوس دریانوردان را مجذوب خود می‌کند.

her untamable laughter filled the room with joy.

خنده‌های رام‌نشدنی او اتاق را پر از شادی کرد.

he has an untamable desire to travel the world.

او آرزوی رام‌نشدنی برای سفر در سراسر جهان دارد.

they faced the untamable challenges of the wilderness.

آنها با چالش‌های رام‌نشدنی طبیعت وحشی روبرو شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید