unfrosted donut
تارت فریز نشده
left unfrosted
فریز نشده مانده
unfrosted cake
کیک فریز نشده
buying unfrosted
خرید فریز نشده
unfrosted pastries
پرایتی فریز نشده
totally unfrosted
کاملاً فریز نشده
unfrosted top
بالای فریز نشده
still unfrosted
هنوز فریز نشده
unfrosted muffins
مافین فریز نشده
making unfrosted
در حال ساخت فریز نشده
i prefer unfrosted donuts with a simple glaze.
من نان لیکههای بدون فروست را که با یک لایه ساده پوشانده شدهاند، میپسندم.
the bakery sells both frosted and unfrosted muffins.
خانواده نانوا در هر دو نوع نان لیکههای فروستی و بدون فروست فروش میکند.
he chose an unfrosted cake for his birthday.
او برای تولد خود یک کیک بدون فروست انتخاب کرد.
we bought a dozen unfrosted bagels this morning.
ما امروز صبح یک دزین نان لیکههای بدون فروست خریدیم.
the kids devoured the unfrosted cookies after school.
کودکان پس از مدرسه کوکیهای بدون فروست را خوردهاند.
she likes unfrosted scones with clotted cream.
او نان لیکههای بدون فروست با شیر تهنی گوشتی را دوست دارد.
the recipe called for unfrosted brownies.
فرمول نان لیکههای بدون فروست را نیاز داشت.
he dipped the unfrosted rice cakes in peanut butter.
او نان لیکههای برنجی بدون فروست را در ماست گردو غوطهور کرد.
the unfrosted waffles were surprisingly delicious.
نان لیکههای بدون فروست شگفتآوری حسگر دلخوش بودند.
they offered a variety of unfrosted pastries.
آنها انواع مختلف نان لیکههای بدون فروست را ارائه دادند.
i enjoy eating unfrosted shortbread cookies.
من لذت بردن از کوکیهای نان لیکههای بدون فروست را دوست دارم.
unfrosted donut
تارت فریز نشده
left unfrosted
فریز نشده مانده
unfrosted cake
کیک فریز نشده
buying unfrosted
خرید فریز نشده
unfrosted pastries
پرایتی فریز نشده
totally unfrosted
کاملاً فریز نشده
unfrosted top
بالای فریز نشده
still unfrosted
هنوز فریز نشده
unfrosted muffins
مافین فریز نشده
making unfrosted
در حال ساخت فریز نشده
i prefer unfrosted donuts with a simple glaze.
من نان لیکههای بدون فروست را که با یک لایه ساده پوشانده شدهاند، میپسندم.
the bakery sells both frosted and unfrosted muffins.
خانواده نانوا در هر دو نوع نان لیکههای فروستی و بدون فروست فروش میکند.
he chose an unfrosted cake for his birthday.
او برای تولد خود یک کیک بدون فروست انتخاب کرد.
we bought a dozen unfrosted bagels this morning.
ما امروز صبح یک دزین نان لیکههای بدون فروست خریدیم.
the kids devoured the unfrosted cookies after school.
کودکان پس از مدرسه کوکیهای بدون فروست را خوردهاند.
she likes unfrosted scones with clotted cream.
او نان لیکههای بدون فروست با شیر تهنی گوشتی را دوست دارد.
the recipe called for unfrosted brownies.
فرمول نان لیکههای بدون فروست را نیاز داشت.
he dipped the unfrosted rice cakes in peanut butter.
او نان لیکههای برنجی بدون فروست را در ماست گردو غوطهور کرد.
the unfrosted waffles were surprisingly delicious.
نان لیکههای بدون فروست شگفتآوری حسگر دلخوش بودند.
they offered a variety of unfrosted pastries.
آنها انواع مختلف نان لیکههای بدون فروست را ارائه دادند.
i enjoy eating unfrosted shortbread cookies.
من لذت بردن از کوکیهای نان لیکههای بدون فروست را دوست دارم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید