ungenuine smile
لبخند غیرصادقانه
ungenuine apology
عذرخواهی غیرصادقانه
ungenuine friend
دوست غیرصادقانه
ungenuine interest
علاقه غیرصادقانه
ungenuine praise
تعریف غیرصادقانه
ungenuine compliments
تعارفات غیرصادقانه
ungenuine emotions
احساسات غیرصادقانه
ungenuine behavior
رفتار غیرصادقانه
ungenuine feelings
احساسات غیرصادقانه
ungenuine response
پاسخ غیرصادقانه
his ungenuine apology fooled no one in the room.
ببخشید، اما عذرخواهیهای غیرصادقانهاش هیچکس را در اتاق فریب نداد.
their smiles felt ungenuine, as if rehearsed for the camera.
لبخندهایشان غیرصادقانه به نظر میرسید، انگار برای دوربین تمرین شده بودند.
i dislike ungenuine compliments that are meant to get favors.
من از تعارفهای غیرصادقانهای که برای گرفتن خواستهها هستند، خوشم نمیآید.
her ungenuine enthusiasm made the proposal sound worse.
شور غیرصادقانهاش باعث شد پیشنهاد بدتر به نظر برسد.
he gave an ungenuine laugh when the boss told a bad joke.
وقتی رئیس یک لطیفه بد گفت، او خندهای غیرصادقانه سر داد.
the interview felt awkward because his answers were ungenuine.
مصاحبه عجیب و غریب به نظر میرسید زیرا پاسخهای او غیرصادقانه بودند.
an ungenuine gesture of support won’t help the team.
یک حرکت غیرصادقانه برای حمایت به تیم کمک نخواهد کرد.
she wrote an ungenuine thank-you note to keep up appearances.
او برای حفظ ظاهر، یادداشتی غیرصادقانه تشکر نوشت.
customers notice ungenuine service, even when it looks polite.
مشتریان متوجه میشوند که خدمات غیرصادقانه هستند، حتی اگر مودبانه به نظر برسد.
his ungenuine concern disappeared as soon as the meeting ended.
نگرانی غیرصادقانهاش به محض پایان جلسه ناپدید شد.
the charity received ungenuine praise from critics who never donated.
صندوق خیریه از منتقدان غیرصادقانه مورد تحسین قرار گرفت که هرگز اهدا نکردند.
her ungenuine excuse didn’t match the facts we checked.
بهانهی غیرصادقانهاش با حقایقی که بررسی کردیم مطابقت نداشت.
ungenuine smile
لبخند غیرصادقانه
ungenuine apology
عذرخواهی غیرصادقانه
ungenuine friend
دوست غیرصادقانه
ungenuine interest
علاقه غیرصادقانه
ungenuine praise
تعریف غیرصادقانه
ungenuine compliments
تعارفات غیرصادقانه
ungenuine emotions
احساسات غیرصادقانه
ungenuine behavior
رفتار غیرصادقانه
ungenuine feelings
احساسات غیرصادقانه
ungenuine response
پاسخ غیرصادقانه
his ungenuine apology fooled no one in the room.
ببخشید، اما عذرخواهیهای غیرصادقانهاش هیچکس را در اتاق فریب نداد.
their smiles felt ungenuine, as if rehearsed for the camera.
لبخندهایشان غیرصادقانه به نظر میرسید، انگار برای دوربین تمرین شده بودند.
i dislike ungenuine compliments that are meant to get favors.
من از تعارفهای غیرصادقانهای که برای گرفتن خواستهها هستند، خوشم نمیآید.
her ungenuine enthusiasm made the proposal sound worse.
شور غیرصادقانهاش باعث شد پیشنهاد بدتر به نظر برسد.
he gave an ungenuine laugh when the boss told a bad joke.
وقتی رئیس یک لطیفه بد گفت، او خندهای غیرصادقانه سر داد.
the interview felt awkward because his answers were ungenuine.
مصاحبه عجیب و غریب به نظر میرسید زیرا پاسخهای او غیرصادقانه بودند.
an ungenuine gesture of support won’t help the team.
یک حرکت غیرصادقانه برای حمایت به تیم کمک نخواهد کرد.
she wrote an ungenuine thank-you note to keep up appearances.
او برای حفظ ظاهر، یادداشتی غیرصادقانه تشکر نوشت.
customers notice ungenuine service, even when it looks polite.
مشتریان متوجه میشوند که خدمات غیرصادقانه هستند، حتی اگر مودبانه به نظر برسد.
his ungenuine concern disappeared as soon as the meeting ended.
نگرانی غیرصادقانهاش به محض پایان جلسه ناپدید شد.
the charity received ungenuine praise from critics who never donated.
صندوق خیریه از منتقدان غیرصادقانه مورد تحسین قرار گرفت که هرگز اهدا نکردند.
her ungenuine excuse didn’t match the facts we checked.
بهانهی غیرصادقانهاش با حقایقی که بررسی کردیم مطابقت نداشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید