ungraciousnesses

[ایالات متحده]/[ʌn'ɡreɪʃəsnəsɪz]/
[بریتانیا]/[ʌn'ɡreɪʃəsnəsɪz]/

ترجمه

n. بی‌ادبی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

ungraciousnesses abound

فراوانی بی‌ادبی‌ها

ungraciousnesses revealed

بی‌ادبی‌ها آشکار شد

ungraciousnesses displayed

بی‌ادبی‌ها به نمایش گذاشته شد

ungraciousnesses persist

بی‌ادبی‌ها ادامه دارد

ungraciousnesses noted

بی‌ادبی‌ها مورد توجه قرار گرفت

ungraciousnesses observed

بی‌ادبی‌ها مشاهده شد

ungraciousnesses criticized

بی‌ادبی‌ها مورد انتقاد قرار گرفت

ungraciousnesses ignored

بی‌ادبی‌ها نادیده گرفته شد

ungraciousnesses acknowledged

بی‌ادبی‌ها پذیرفته شد

ungraciousnesses examined

بی‌ادبی‌ها مورد بررسی قرار گرفت

جملات نمونه

her ungraciousnesses during the meeting surprised everyone.

رفتار ناشایست او در طول جلسه باعث تعجب همه شد.

he often reflects on his past ungraciousnesses.

او اغلب به رفتار ناشایست گذشته خود فکر می‌کند.

ungraciousnesses can damage relationships over time.

رفتار ناشایست می‌تواند روابط را در طول زمان آسیب برساند.

they were shocked by her ungraciousnesses at the party.

آنها از رفتار ناشایست او در مهمانی شوکه شدند.

his ungraciousnesses were often overlooked by friends.

دوستان اغلب از رفتار ناشایست او چشم پوشی می‌کردند.

the ungraciousnesses displayed in the debate were uncalled for.

رفتار ناشایست نشان داده شده در بحث غیرضروری بود.

she apologized for her previous ungraciousnesses.

او برای رفتار ناشایست قبلی خود عذرخواهی کرد.

recognizing his ungraciousnesses helped him improve.

تشخیص رفتار ناشایست او به او کمک کرد تا پیشرفت کند.

ungraciousnesses can often lead to misunderstandings.

رفتار ناشایست اغلب می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

her ungraciousnesses made it hard to work together.

رفتار ناشایست او همکاری را دشوار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید