unheeding

[ایالات متحده]/ʌnˈhiːdɪŋ/
[بریتانیا]/ʌnˈhidɪŋ/

ترجمه

adj. بی توجه; بی دقت; نادیده گرفتن

عبارات و ترکیب‌ها

unheeding crowd

جمعیت بی‌توجه

unheeding silence

سکوت بی‌توجه

unheeding eyes

چشمان بی‌توجه

unheeding nature

طبیعت بی‌توجه

unheeding actions

اقدامات بی‌توجه

unheeding heart

قلب بی‌توجه

unheeding youth

جوانان بی‌توجه

unheeding steps

گام‌های بی‌توجه

unheeding words

کلمات بی‌توجه

unheeding fate

سرنوشت بی‌توجه

جملات نمونه

she walked through the busy street, unheeding of the danger around her.

او در حالی که از خطرات اطراف بی‌توجه بود، از خیابان شلوغ عبور کرد.

his unheeding attitude led to several missed opportunities.

نگاه بی‌توجهی او منجر به از دست دادن فرصت‌های متعددی شد.

they continued their conversation, unheeding of the time.

آنها مکالمه خود را ادامه دادند، بی‌توجه به زمان.

the children played outside, unheeding of their parents' warnings.

کودکان در حالی که از هشدارهای والدین خود بی‌توجه بودند، بیرون بازی کردند.

she was unheeding of the cold weather as she wore a light jacket.

او در حالی که یک ژاکت نازک به تن داشت، بی‌توجه به هوای سرد بود.

unheeding of the rules, he entered the restricted area.

او در حالی که از قوانین بی‌توجه بود، وارد منطقه ممنوعه شد.

the unheeding crowd pushed forward, ignoring the safety signs.

جمعیت بی‌توجه به جلو فشار آورد و علائم ایمنی را نادیده گرفت.

she read the book, unheeding of the chaos around her.

او کتاب را خواند، بی‌توجه به هرج و مرج اطرافش.

he remained unheeding of the advice given by his friends.

او همچنان بی‌توجه به نصیحتی که دوستانش به او داده بودند، باقی ماند.

despite the warnings, she was unheeding and ventured out alone.

با وجود هشدارهای داده شده، او بی‌توجه بود و به تنهایی بیرون رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید