unhinderedly

[ایالات متحده]/ˌʌnˈhɪndədli/
[بریتانیا]/ˌʌnˈhɪndərdli/

ترجمه

adv. بدون مانع؛ بدون محدودیت

جملات نمونه

the water flows unhinderedly through the pipe, reaching every corner of the field.

آب بدون موانع از طریق لوله جریان می‌یابد و به هر گوشه‌ای از زمین می‌رسد.

the company encourages employees to work unhinderedly on innovative projects.

شرکت کارکنان را تشویق می‌کند تا بدون موانع روی پروژه‌های نوآوری کار کنند.

the new policy enables businesses to operate unhinderedly across borders.

سیاست جدید امکان فعالیت بدون موانع کسب و کارها را در سراسر مرزها فراهم می‌کند.

traffic moves unhinderedly through the smart intersection system.

ترافیک بدون موانع از طریق سیستم تقاطع هوشمند حرکت می‌کند.

the artist creates unhinderedly, breaking free from traditional constraints.

هنرمند بدون موانع خلق می‌کند و از محدودیت‌های سنتی آزاد می‌شود.

the healing process continues unhinderedly under proper medical care.

فرآیند بهبودی بدون موانع در زیر مراقبت پزشکی مناسب ادامه می‌یابد.

information spreads unhinderedly through social media platforms.

اطلاعات بدون موانع از طریق پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی پخش می‌شوند.

the team collaborates unhinderedly despite working remotely.

تیم بدون موانع همکاری می‌کند، در حالی که از راه دور کار می‌کنند.

the plants grow unhinderedly in the well-maintained greenhouse.

گیاهان بدون موانع در گلخانه‌ای که به خوبی نگهداری می‌شود رشد می‌کنند.

the economy develops unhinderedly with stable government policies.

اقتصاد بدون موانع با سیاست‌های حکومتی پایدار توسعه می‌یابد.

blood circulates unhinderedly throughout the body during exercise.

خون در حین ورزش بدون موانع در سراسر بدن گردش می‌کند.

the children play unhinderedly in the safe playground.

کودکان بدون موانع در محوطه بازی امن بازی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید