unholinesses

[ایالات متحده]/ʌnˈhəʊlinəsɪz/
[بریتانیا]/ʌnˈhoʊlinəsɪz/

ترجمه

n. حالت غیر مقدس یا غیر خالص بودن

عبارات و ترکیب‌ها

unholinesses abound

بیدادگری‌ها فراوان هستند

unholinesses revealed

بیدادگری‌ها آشکار شد

unholinesses exposed

بیدادگری‌ها نمایان شد

unholinesses confronted

با بیدادگری‌ها روبرو شدیم

unholinesses addressed

به بیدادگری‌ها رسیدگی شد

unholinesses encountered

با بیدادگری‌ها مواجه شدیم

unholinesses acknowledged

بیدادگری‌ها پذیرفته شد

unholinesses condemned

بیدادگری‌ها محکوم شد

unholinesses discussed

در مورد بیدادگری‌ها بحث شد

unholinesses eliminated

بیدادگری‌ها حذف شد

جملات نمونه

we must confront our unholinesses to seek redemption.

ما باید با ناپاکی‌های خود روبرو شویم تا به دنبال رستگاری باشیم.

the unholinesses of the past cannot define our future.

ناپاکی‌های گذشته نمی‌توانند آینده ما را تعریف کنند.

he spoke about the unholinesses lurking in society.

او در مورد ناپاکی‌هایی که در جامعه کمین کرده‌اند صحبت کرد.

her unholinesses were revealed during the investigation.

ناپاکی‌های او در طول تحقیقات آشکار شد.

we need to cleanse ourselves of our unholinesses.

ما باید خود را از ناپاکی‌های خود پاک کنیم.

they gathered to discuss the unholinesses affecting their community.

آنها گرد هم آمدند تا در مورد ناپاکی‌هایی که بر جامعه آنها تأثیر می‌گذارد بحث کنند.

the church addressed the unholinesses within its ranks.

کلیسای با ناپاکی‌های درون صفوف خود برخورد کرد.

unholinesses can manifest in many forms.

ناپاکی‌ها می‌توانند به شکل‌های مختلف ظاهر شوند.

recognizing our unholinesses is the first step to improvement.

تشخیص ناپاکی‌های ما اولین قدم برای بهبود است.

she wrote a book about the unholinesses of modern life.

او کتابی در مورد ناپاکی‌های زندگی مدرن نوشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید