unimaginativeness

[ایالات متحده]/[ˌʌnɪˈmædʒɪnətnəs]/
[بریتانیا]/[ˌʌnɪˈmædʒɪnətnəs]/

ترجمه

n. کمبود خيال; ناتوانی در تشكيل افکار یا تصاوير جديدي؛ حالت بودن بي خيال.

عبارات و ترکیب‌ها

showed unimaginativeness

خیال‌پردازی نکرد

unimaginativeness prevailed

خیال‌پردازی غیب شد

with unimaginativeness

با خیال‌پردازی

unimaginativeness evident

خیال‌پردازی آشکار است

despite unimaginativeness

با وجود خیال‌پردازی

unimaginativeness stifled

خیال‌پردازی محدود شد

unimaginativeness caused

خیال‌پردازی باعث شد

rooted in unimaginativeness

متأسّر از خیال‌پردازی

unimaginativeness ultimately

خیال‌پردازی در نهایت

جملات نمونه

the project suffered from a pervasive sense of unimaginativeness, lacking any innovative spark.

این پروژه از یک حس گسترده‌ای از خيال‌پردازی ناکافی رنج می‌برد و هر چیز نوآورانه‌ای نداشت.

her writing style was marked by a frustrating unimaginativeness, relying on tired tropes.

سبک نگارش او با خيال‌پردازی ناکافی‌ای مشخص می‌شد که از گوشه‌های خسته‌کننده‌ای استفاده می‌کرد.

the committee's proposal demonstrated a worrying degree of unimaginativeness in addressing the problem.

پیشنهاد کمیته نشان داد که در مواجهه با این مشکل از میزانی از خيال‌پردازی ناکافی ایستاده است که نگران کننده است.

we criticized the film for its complete unimaginativeness and predictable plot.

ما فیلم را به دلیل خيال‌پردازی کامل ناکافی و داستانی قابل پیش‌بینی مورد انتقاد قرار دادیم.

the company culture discouraged risk-taking, fostering an environment of unimaginativeness.

فرهنگ شرکت خطر‌گیری را کاهش می‌داد و محیطی از خيال‌پردازی ناکافی را ایجاد می‌کرد.

the student's essay revealed a disappointing lack of unimaginativeness in exploring the topic.

مقاله دانش‌آموز نشان داد که در بررسی موضوع از کمبودی از خيال‌پردازی ناکافی برخوردار است که ناامید کننده است.

despite the brief, the presentation lacked any real spark due to its unimaginativeness.

هر چند این مختصر بود، ارائه‌ای از هر چیزی ناکافی‌ای خيال‌پردازی نداشت که واقعی باشد.

the architect's design was criticized for its stark unimaginativeness and lack of originality.

طرح معمار به دلیل خيال‌پردازی ناکافی‌ای واضح و فقدان نوآوری مورد انتقاد قرار گرفت.

the marketing campaign failed because of its pervasive unimaginativeness and uninspired messaging.

کمپین بازاریابی به دلیل خيال‌پردازی ناکافی‌ای گسترده و پیام‌هایی بدون انگیزه ناکام شد.

the team's approach was characterized by a frustrating level of unimaginativeness in problem-solving.

رویکرد تیم با میزانی از خيال‌پردازی ناکافی‌ای در حل مسئله مشخص شد که خسته‌کننده است.

the novel suffered from a crippling unimaginativeness, failing to engage the reader.

این رمان از خيال‌پردازی ناکافی‌ای شدید رنج می‌برد که خواننده را جذب نمی‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید