unimpressively

[ایالات متحده]/[ʌnɪˈprɛsɪvli]/
[بریتانیا]/[ʌnɪˈprɛsɪvli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که впечатляющий نیست؛ بدون ایجاد تأثیر قوی؛ بدون برجسته یا قابل توجه بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

unimpressively slow

به طرز ناامید کننده‌ای کند

performed unimpressively

به طرز ناامید کننده‌ای اجرا شد

unimpressively quiet

به طرز ناامید کننده‌ای ساکت

living unimpressively

به طرز ناامید کننده‌ای زندگی می‌کرد

unimpressively large

به طرز ناامید کننده‌ای بزرگ

spoke unimpressively

به طرز ناامید کننده‌ای صحبت کرد

unimpressively well

به طرز ناامید کننده‌ای خوب

unimpressively detailed

به طرز ناامید کننده‌ای دقیق

unimpressively simple

به طرز ناامید کننده‌ای ساده

moved unimpressively

به طرز ناامید کننده‌ای حرکت کرد

جملات نمونه

the presentation ended unimpressively, lacking any real energy.

ارائه به شکلی ناامیدکننده به پایان رسید و فاقد انرژی واقعی بود.

he performed the magic trick unimpressively, dropping the card.

او این شعبده را به شکلی ناامیدکننده انجام داد و کارت را انداخت.

the team played unimpressively throughout the entire first half.

تیم در طول نیمه اول به شکلی ناامیدکننده بازی کرد.

the new product launch proceeded unimpressively, failing to generate excitement.

معرفی محصول جدید به شکلی ناامیدکننده پیش رفت و نتوانست هیجان ایجاد کند.

she delivered the speech unimpressively, reading directly from the notes.

او سخنرانی را به شکلی ناامیدکننده ارائه داد و مستقیماً از یادداشت ها خواند.

the comedian told jokes unimpressively, receiving only polite smiles.

کمدین به شکلی ناامیدکننده شوخی کرد و فقط لبخندهای مؤدبانه دریافت کرد.

the athlete finished the race unimpressively, far behind the leaders.

ورزشکار مسابقه را به شکلی ناامیدکننده به پایان رساند، بسیار عقب از رهبران.

the restaurant's food was prepared and served unimpressively.

غذا در رستوران به شکلی ناامیدکننده تهیه و سرو شد.

the film's ending concluded unimpressively, leaving the audience disappointed.

پایان فیلم به شکلی ناامیدکننده به پایان رسید و مخاطبان را ناامید کرد.

he explained the complex theory unimpressively, using overly simple language.

او تئوری پیچیده را به شکلی ناامیدکننده توضیح داد و از زبان بیش از حد ساده استفاده کرد.

the band played their new song unimpressively, lacking passion and flair.

گروه آهنگ جدید خود را به شکلی ناامیدکننده اجرا کرد، فاقد اشتیاق و ظرافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید