unremarkably

[ایالات متحده]/ʌnrɪˈmɑːkəbli/
[بریتانیا]/ˌʌnrɪˈmɑːrkəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای عادتی؛ به‌طور قابل توجهی نه؛ بدون چیز خاص یا غیرمعمول

عبارات و ترکیب‌ها

unremarkably small

به طور غیرمتعارفی کوچک

unremarkably large

به طور غیرمتعارفی بزرگ

unremarkably quiet

به طور غیرمتعارفی آرام

unremarkably ordinary

به طور غیرمتعارفی معمولی

unremarkably consistent

به طور غیرمتعارفی پایدار

جملات نمونه

the meeting was unremarkably short and ended on time.

جلسه به طور معمول کوتاه بود و به موقع پایان یافت.

her voice sounded unremarkably calm during the interview.

صوت او در حین مصاحبه به طور معمول آرام بود.

the report was unremarkably thorough, covering the basic points.

گزارش به طور معمول جامع بود و نکات اساسی را پوشش می‌داد.

his performance was unremarkably good, but not outstanding.

عملکرد او به طور معمول خوب بود، اما برجسته نبود.

the apartment looked unremarkably clean when we arrived.

وقتی ما رسیدیم، آپارتمان به طور معمول تمیز به نظر می‌رسید.

the food tasted unremarkably fresh, like a standard salad.

غذا به طور معمول تازه به نظر می‌رسید، مانند سالاد استاندارد.

the sky was unremarkably clear, with only a few clouds.

آسمان به طور معمول آبی بود و تنها چند ابر داشت.

the train ride was unremarkably smooth all the way.

سفر قطار به طور معمول بدون هیچ نوسانی بود.

his answer was unremarkably direct, leaving little room for debate.

پاسخ او به طور معمول مستقیم بود و فضای کمی برای بحث باقی گذاشت.

the shop was unremarkably busy for a saturday morning.

فروشگاه در صبح شنبه به طور معمول پر بود.

the hotel lobby felt unremarkably quiet after midnight.

لابی هتل پس از نیمه‌شب به طور معمول آرام بود.

the movie started unremarkably slow and picked up later.

فیلم به طور معمول به آرامی شروع شد و بعداً سرعت گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید