unkept

[ایالات متحده]/ʌnˈkɛpt/
[بریتانیا]/ʌnˈkɛpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نگهداری یا مراقبت نشده; آراسته یا منظم نیست

عبارات و ترکیب‌ها

unkept promise

قول شکسته

unkept secret

راز فاش شده

unkept garden

باغ متروکه

unkept appearance

ظاهر نامرتب

unkept house

خانه نامرتب

unkept promises

قول و وعیدهای شکسته

unkept commitments

متعهد نبودن‌ها

unkept relationship

رابطه از هم پاشیده

unkept debts

بدهی‌های پرداخت نشده

unkept obligations

وظایف انجام نشده

جملات نمونه

the garden looked unkept after the storm.

باغ پس از طوفان نامرئی به نظر می رسید.

his unkept appearance made a bad impression.

ظاهر نامرئی او تاثیر بدی گذاشت.

the unkept house was a sign of neglect.

خانه نامرئی نشانه‌ای از بی‌توجهی بود.

she decided to clean the unkept yard.

او تصمیم گرفت حیاط نامرئی را تمیز کند.

unkept hair can change your overall look.

موهای نامرئی می تواند ظاهر کلی شما را تغییر دهد.

they moved into an unkept apartment.

آنها به یک آپارتمان نامرئی نقل مکان کردند.

the unkept streets were filled with litter.

جاده های نامرئی پر از زباله بودند.

his unkept beard made him look older.

ریش نامرئی او باعث شد پیرتر به نظر برسد.

the unkept lawn was a neighborhood concern.

چمنزار نامرئی یک نگرانی محلی بود.

she felt embarrassed by her unkept clothes.

او از لباس های نامرئی خود شرمنده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید