unkept promise
قول شکسته
unkept secret
راز فاش شده
unkept garden
باغ متروکه
unkept appearance
ظاهر نامرتب
unkept house
خانه نامرتب
unkept promises
قول و وعیدهای شکسته
unkept commitments
متعهد نبودنها
unkept relationship
رابطه از هم پاشیده
unkept debts
بدهیهای پرداخت نشده
unkept obligations
وظایف انجام نشده
the garden looked unkept after the storm.
باغ پس از طوفان نامرئی به نظر می رسید.
his unkept appearance made a bad impression.
ظاهر نامرئی او تاثیر بدی گذاشت.
the unkept house was a sign of neglect.
خانه نامرئی نشانهای از بیتوجهی بود.
she decided to clean the unkept yard.
او تصمیم گرفت حیاط نامرئی را تمیز کند.
unkept hair can change your overall look.
موهای نامرئی می تواند ظاهر کلی شما را تغییر دهد.
they moved into an unkept apartment.
آنها به یک آپارتمان نامرئی نقل مکان کردند.
the unkept streets were filled with litter.
جاده های نامرئی پر از زباله بودند.
his unkept beard made him look older.
ریش نامرئی او باعث شد پیرتر به نظر برسد.
the unkept lawn was a neighborhood concern.
چمنزار نامرئی یک نگرانی محلی بود.
she felt embarrassed by her unkept clothes.
او از لباس های نامرئی خود شرمنده شد.
unkept promise
قول شکسته
unkept secret
راز فاش شده
unkept garden
باغ متروکه
unkept appearance
ظاهر نامرتب
unkept house
خانه نامرتب
unkept promises
قول و وعیدهای شکسته
unkept commitments
متعهد نبودنها
unkept relationship
رابطه از هم پاشیده
unkept debts
بدهیهای پرداخت نشده
unkept obligations
وظایف انجام نشده
the garden looked unkept after the storm.
باغ پس از طوفان نامرئی به نظر می رسید.
his unkept appearance made a bad impression.
ظاهر نامرئی او تاثیر بدی گذاشت.
the unkept house was a sign of neglect.
خانه نامرئی نشانهای از بیتوجهی بود.
she decided to clean the unkept yard.
او تصمیم گرفت حیاط نامرئی را تمیز کند.
unkept hair can change your overall look.
موهای نامرئی می تواند ظاهر کلی شما را تغییر دهد.
they moved into an unkept apartment.
آنها به یک آپارتمان نامرئی نقل مکان کردند.
the unkept streets were filled with litter.
جاده های نامرئی پر از زباله بودند.
his unkept beard made him look older.
ریش نامرئی او باعث شد پیرتر به نظر برسد.
the unkept lawn was a neighborhood concern.
چمنزار نامرئی یک نگرانی محلی بود.
she felt embarrassed by her unkept clothes.
او از لباس های نامرئی خود شرمنده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید