despite its unlikableness
در این میان ناپسندیدگی
considering unlikableness
با توجه به ناپسندیدگی
exhibiting unlikableness
نمایش ناپسندیدگی
a sense of unlikableness
احساس ناپسندیدگی
highlighting unlikableness
强調 ناپسندیدگی
increased unlikableness
افزایش ناپسندیدگی
pure unlikableness
ناپسندیدگی خالص
showed unlikableness
نمایش ناپسندیدگی
rooted in unlikableness
پایهریزی شده در ناپسندیدگی
marked by unlikableness
مشخص شده توسط ناپسندیدگی
the unlikeliness of his success given his background was remarkable.
ناامیدکنندگی موفقیت او با توجه به پسزمینهاش بسیار قابل توجه بود.
despite the unlikeliness of finding a solution, they persevered.
هر چند که یافتن راهحل احتمالی نبود، آنها پایبند ماندند.
there was an unlikeliness to her story that made me question its truth.
ناامیدکنندگی در داستان او باعث شد من صداقت آن را به سوال بکشم.
the unlikeliness of rain today made us plan an outdoor picnic.
ناامیدکنندگی بارش امروز باعث شد ما یک پیکنیک بازدیدی را برنامهریزی کنیم.
he dismissed the idea due to its sheer unlikeliness.
او این ایده را به دلیل ناممکن بودن آن رد کرد.
the unlikeliness of winning the lottery never stopped him from buying a ticket.
ناامیدکنندگی برنده شدن در لاتری او را از خرید یک بلیط باز نگه داشت.
the unlikeliness of a peaceful resolution seemed to grow with each passing day.
ناامیدکنندگی رسیدن به یک پایان صلحآمیز به گذشت هر روز بیشتر میشد.
we discussed the unlikeliness of the project's completion on time.
ما در مورد ناممکن بودن اتمام پروژه به موقع بحث کردیم.
the unlikeliness of encountering him here surprised us all.
ناامیدکنندگی دیدار او اینجا تمام ما را شگفتزده کرد.
the unlikeliness of the situation made it feel like a dream.
ناامیدکنندگی این وضعیت باعث شد آن را مانند یک رویا به نظر برسد.
the unlikeliness of a positive outcome was a major concern.
ناامیدکنندگی نتیجه مثبت بودن یکی از نگرانیهای اصلی بود.
despite its unlikableness
در این میان ناپسندیدگی
considering unlikableness
با توجه به ناپسندیدگی
exhibiting unlikableness
نمایش ناپسندیدگی
a sense of unlikableness
احساس ناپسندیدگی
highlighting unlikableness
强調 ناپسندیدگی
increased unlikableness
افزایش ناپسندیدگی
pure unlikableness
ناپسندیدگی خالص
showed unlikableness
نمایش ناپسندیدگی
rooted in unlikableness
پایهریزی شده در ناپسندیدگی
marked by unlikableness
مشخص شده توسط ناپسندیدگی
the unlikeliness of his success given his background was remarkable.
ناامیدکنندگی موفقیت او با توجه به پسزمینهاش بسیار قابل توجه بود.
despite the unlikeliness of finding a solution, they persevered.
هر چند که یافتن راهحل احتمالی نبود، آنها پایبند ماندند.
there was an unlikeliness to her story that made me question its truth.
ناامیدکنندگی در داستان او باعث شد من صداقت آن را به سوال بکشم.
the unlikeliness of rain today made us plan an outdoor picnic.
ناامیدکنندگی بارش امروز باعث شد ما یک پیکنیک بازدیدی را برنامهریزی کنیم.
he dismissed the idea due to its sheer unlikeliness.
او این ایده را به دلیل ناممکن بودن آن رد کرد.
the unlikeliness of winning the lottery never stopped him from buying a ticket.
ناامیدکنندگی برنده شدن در لاتری او را از خرید یک بلیط باز نگه داشت.
the unlikeliness of a peaceful resolution seemed to grow with each passing day.
ناامیدکنندگی رسیدن به یک پایان صلحآمیز به گذشت هر روز بیشتر میشد.
we discussed the unlikeliness of the project's completion on time.
ما در مورد ناممکن بودن اتمام پروژه به موقع بحث کردیم.
the unlikeliness of encountering him here surprised us all.
ناامیدکنندگی دیدار او اینجا تمام ما را شگفتزده کرد.
the unlikeliness of the situation made it feel like a dream.
ناامیدکنندگی این وضعیت باعث شد آن را مانند یک رویا به نظر برسد.
the unlikeliness of a positive outcome was a major concern.
ناامیدکنندگی نتیجه مثبت بودن یکی از نگرانیهای اصلی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید