unliveried

[ایالات متحده]/[ʌnˈlɪv.ər.iːd]/
[بریتانیا]/[ʌnˈlɪv.ər.iːd]/

ترجمه

adj. بدون پوشش لیوری؛ بدون پوشاک یا لباس متمایز؛ ساده؛ بدون زیورآلات.

عبارات و ترکیب‌ها

unliveried coach

چرخهای بدون لیوری

unliveried horses

اسبهای بدون لیوری

being unliveried

بودن بدون لیوری

unliveried state

وضعیت بدون لیوری

unliveried servant

خدمتکار بدون لیوری

unliveried attire

لباس بدون لیوری

unliveried figure

نفر بدون لیوری

unliveried procession

فریاد بدون لیوری

unliveried appearance

ظاهر بدون لیوری

unliveried simplicity

سادگی بدون لیوری

جملات نمونه

the unliveried horses grazed peacefully in the field.

اسب‌های بدون سواره در میدان به آرامی پас دادند.

we admired the unliveried carriages parked outside the manor.

ما خودروهای بدون سواره‌ای که در خارج از برجک‌ها پارک شده بودند را تحسین کردیم.

the unliveried coachman stood patiently by the door.

چهل‌گوی بدون سواره با صبر در کنار در ایستاد.

the unliveried footmen were responsible for carrying luggage.

پاچه‌های بدون سواره مسئول حمل بار بودند.

the unliveried state of the ship suggested a long voyage.

وضعیت بدون سواره کشتی نشان دهنده یک سفر طولانی بود.

he preferred the unliveried simplicity of the countryside.

او سادگی روستایی بدون سواره را ترجیح می‌داد.

the unliveried dancers moved with graceful precision.

رقصندگان بدون سواره با دقت زیبایی حرکت می‌کردند.

the unliveried soldiers marched in perfect formation.

سربازان بدون سواره با یک رفتار کامل پیاده‌روی می‌کردند.

an unliveried messenger arrived with important news.

یک پیام‌رسان بدون سواره با خبر مهمی رسید.

the unliveried uniform contrasted with the opulent setting.

پوشاک بدون سواره با محیط لوکس در تضاد بود.

she favored unliveried gowns for evening events.

او لباس‌های بدون سواره را برای رویدادهای شب ترجیح می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید