negation

[ایالات متحده]/nɪˈɡeɪʃn/
[بریتانیا]/nɪˈɡeɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انکار؛ رد؛ عمل نفی یا حالت نفی شده
Word Forms
جمعnegations

جملات نمونه

evil is not merely the negation of goodness.

شرارت صرفاً نفی خیر نیست.

to express emphatic negation

برای بیان انکار قاطعانه

there should be confirmation—or negation—of the findings.

باید تایید یا رد یافته‌ها وجود داشته باشد.

the negation of A is, briefly, ‘not A’.

نقیض A، به طور خلاصه، 'نه A' است.

No reasonable negation can be offered.

ارائه هیچ انکار معقولی امکان پذیر نیست.

The author boxed the compass of negation in his article.

نویسنده مفهوم نفی را در مقاله خود محدود کرد.

Although not universal, a vertical head nod for approval and a lateral headshake for negation is a common pattern across many cultures.

اگرچه فراگیر نیست، سر تکان دادن عمودی برای تایید و تکان دادن سر جانبی برای انکار یک الگوی رایج در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید