unmatch

[ایالات متحده]/ʌnˈmætʃ/
[بریتانیا]/ʌnˈmætʃ/

ترجمه

adj. ناهمخوان؛ ناسازگار؛ نامتناسب
v. باعث نشدن (دو چیز) هم‌خوان شود؛ ناسازگار یا نامتناسب کردن
n. عدم همخوانی؛ عدم سازگاری یا عدم هماهنگی

عبارات و ترکیب‌ها

unmatched quality

کیفیت بی‌نظیر

unmatched performance

کارایی بی‌نظیر

unmatched comfort

راحتی بی‌نظیر

unmatched value

ارزش بی‌نظیر

unmatched beauty

زیبایی بی‌نظیر

unmatched precision

دقت بی‌نظیر

unmatching colors

رنگ‌های بی‌نظیر

unmatched pair

جفت بی‌نظیر

unmatched socks

جوراب‌های بی‌نظیر

unmatchable skills

مهارت‌های بی‌نظیر

جملات نمونه

the candidate’s skills unmatch the job requirements, so we should keep looking.

مهارت‌های نامزد با نیازهای شغلی مطابقت نمی‌کنند، بنابراین باید به دنبال نامزد دیگری بگردیم.

the numbers in this report unmatch the figures in last month’s audit.

اعداد در این گزارش با ارقام گزارش ماه گذشته مطابقت نمی‌کنند.

the color on the replacement door will unmatch the rest of the kitchen cabinets.

رنگ درب جایگزین با سایر کابینت‌های آشپزخانه مطابقت نخواهد کرد.

if you unmatch the socks, nobody at the gym will notice.

اگر جوراب‌ها را با هم مطابقت ندهی، هیچ کس در سالن ورزشی متوجه نخواهد شد.

the app unmatch your input with the correct field and saves the data in the wrong place.

اپلیکیشن ورودی شما را با میدان درست مطابقت نمی‌دهد و داده‌ها را در جای اشتباه ذخیره می‌کند.

these two tiles unmatch slightly, but the pattern still looks good.

این دو تایل کمی با هم مطابقت نمی‌کنند، اما الگو هنوز خوب به نظر می‌رسد.

the signature on the form unmatch the one on your id card.

امضای روی فرم با آن روی کارت شناسایی شما مطابقت نمی‌کند.

the new curtains unmatch the sofa, so the room feels off.

پرده‌های جدید با نشسته مطابقت نمی‌کنند، بنابراین اتاق احساس ناکاملی می‌کند.

your answers unmatch the key on several questions, so please review them.

پاسخ‌های شما در چند سوال با کلید پاسخ مطابقت نمی‌کنند، لطفاً آن‌ها را مرور کنید.

the parts unmatch the specification, and the batch must be rejected.

این قطعات با مشخصات مطابقت نمی‌کنند و باید این دسته رد شود.

his statement unmatch the evidence, which raises serious doubts.

این بیانیه با شواهد مطابقت نمی‌کند که ابهامات جدی ایجاد می‌کند.

the subtitles unmatch the dialogue in several scenes.

ترجمه‌های زیرنویس در چند صحنه با گفتار مطابقت نمی‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید