unmechanized farming
کشاورزی غیرمکانیکی
unmechanized labor
نیروی کار غیرمکانیکی
unmechanized processes
فرآیندهای غیرمکانیکی
unmechanized tools
ابزارهای غیرمکانیکی
unmechanized methods
روشهای غیرمکانیکی
unmechanized agriculture
کشاورزی غیرمکانیکی
unmechanized transport
حمل و نقل غیرمکانیکی
unmechanized work
کار غیرمکانیکی
unmechanized systems
سیستمهای غیرمکانیکی
unmechanized production
تولید غیرمکانیکی
the farm was largely unmechanized, relying on manual labor.
مزرعه عمدتاً غیرمکانیکی بود و به نیروی کار دستی متکی بود.
unmechanized agriculture can be more sustainable in certain contexts.
کشاورزی غیرمکانیکی میتواند در برخی شرایط پایدارتر باشد.
many small farms remain unmechanized to preserve traditional methods.
بسیاری از مزارع کوچک به منظور حفظ روشهای سنتی همچنان غیرمکانیکی باقی میمانند.
unmechanized farming requires a deep understanding of the land.
کشاورزی غیرمکانیکی نیازمند درک عمیقی از زمین است.
workers in unmechanized fields often develop strong teamwork skills.
کارگران در زمینهای غیرمکانیکی اغلب مهارتهای قوی کار گروهی را توسعه میدهند.
unmechanized methods can sometimes yield better quality produce.
روشهای غیرمکانیکی گاهی اوقات میتوانند محصولات با کیفیت بهتری تولید کنند.
many communities advocate for unmechanized practices to reduce carbon footprints.
بسیاری از جوامع از روشهای غیرمکانیکی برای کاهش ردپای کربن حمایت میکنند.
unmechanized techniques are often seen in organic farming.
تکنیکهای غیرمکانیکی اغلب در کشاورزی ارگانیک دیده میشوند.
farmers who choose unmechanized methods often work longer hours.
کشاورزانی که روشهای غیرمکانیکی را انتخاب میکنند اغلب ساعتهای طولانیتری کار میکنند.
unmechanized agriculture can create more jobs in rural areas.
کشاورزی غیرمکانیکی میتواند فرصتهای شغلی بیشتری را در مناطق روستایی ایجاد کند.
unmechanized farming
کشاورزی غیرمکانیکی
unmechanized labor
نیروی کار غیرمکانیکی
unmechanized processes
فرآیندهای غیرمکانیکی
unmechanized tools
ابزارهای غیرمکانیکی
unmechanized methods
روشهای غیرمکانیکی
unmechanized agriculture
کشاورزی غیرمکانیکی
unmechanized transport
حمل و نقل غیرمکانیکی
unmechanized work
کار غیرمکانیکی
unmechanized systems
سیستمهای غیرمکانیکی
unmechanized production
تولید غیرمکانیکی
the farm was largely unmechanized, relying on manual labor.
مزرعه عمدتاً غیرمکانیکی بود و به نیروی کار دستی متکی بود.
unmechanized agriculture can be more sustainable in certain contexts.
کشاورزی غیرمکانیکی میتواند در برخی شرایط پایدارتر باشد.
many small farms remain unmechanized to preserve traditional methods.
بسیاری از مزارع کوچک به منظور حفظ روشهای سنتی همچنان غیرمکانیکی باقی میمانند.
unmechanized farming requires a deep understanding of the land.
کشاورزی غیرمکانیکی نیازمند درک عمیقی از زمین است.
workers in unmechanized fields often develop strong teamwork skills.
کارگران در زمینهای غیرمکانیکی اغلب مهارتهای قوی کار گروهی را توسعه میدهند.
unmechanized methods can sometimes yield better quality produce.
روشهای غیرمکانیکی گاهی اوقات میتوانند محصولات با کیفیت بهتری تولید کنند.
many communities advocate for unmechanized practices to reduce carbon footprints.
بسیاری از جوامع از روشهای غیرمکانیکی برای کاهش ردپای کربن حمایت میکنند.
unmechanized techniques are often seen in organic farming.
تکنیکهای غیرمکانیکی اغلب در کشاورزی ارگانیک دیده میشوند.
farmers who choose unmechanized methods often work longer hours.
کشاورزانی که روشهای غیرمکانیکی را انتخاب میکنند اغلب ساعتهای طولانیتری کار میکنند.
unmechanized agriculture can create more jobs in rural areas.
کشاورزی غیرمکانیکی میتواند فرصتهای شغلی بیشتری را در مناطق روستایی ایجاد کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید