unmendable

[ایالات متحده]/ʌnˈmɛndəbl/
[بریتانیا]/ʌnˈmɛndəbl/

ترجمه

adj. غیر قابل تعمیر یا اصلاح

عبارات و ترکیب‌ها

unmendable heart

قلب غیرقابل ترمیم

unmendable damage

آسیب غیرقابل ترمیم

unmendable rift

شکاف غیرقابل ترمیم

unmendable relationship

رابطه غیرقابل ترمیم

unmendable loss

از دست دادن غیرقابل ترمیم

unmendable trust

اعتمادی غیرقابل ترمیم

unmendable situation

وضعیت غیرقابل ترمیم

unmendable grief

غم غیرقابل ترمیم

unmendable mistake

اشتباه غیرقابل ترمیم

unmendable wound

زخم غیرقابل ترمیم

جملات نمونه

the damage to the car was unmendable after the accident.

آسیب وارد شده به خودرو پس از حادثه غیرقابل تعمیر بود.

her trust in him became unmendable after the betrayal.

اعتماد او به او پس از خیانت غیرقابل ترمیم شد.

the relationship reached an unmendable point after the argument.

رابطه پس از بحث به نقطه‌ای غیرقابل ترمیم رسید.

some friendships can become unmendable due to misunderstandings.

برخی از دوستی‌ها به دلیل سوء تفاهم غیرقابل ترمیم می‌شوند.

the financial losses were deemed unmendable by the investors.

سرمایه‌گذاران این تلفات مالی را غیرقابل جبران دانستند.

his mistakes led to an unmendable situation at work.

اشتباهات او منجر به ایجاد یک وضعیت غیرقابل جبران در محل کار شد.

the trust between them was now unmendable.

حالا اعتماد بین آنها غیرقابل ترمیم بود.

after the scandal, the company's reputation became unmendable.

پس از رسوایی، شهرت شرکت غیرقابل ترمیم شد.

he realized that some wounds are unmendable over time.

او متوجه شد که برخی زخم‌ها با گذشت زمان غیرقابل ترمیم هستند.

the loss of the artifact was an unmendable blow to the museum.

از دست دادن این شیء باستان ضربه‌ای غیرقابل جبران به موزه وارد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید