unnecessity

[ایالات متحده]/ˌʌn.nəˈses.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ˌʌn.nəˈsɛs.ə.ti/

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت بی‌ضرورت بودن؛ کمبود نیاز؛ چیزی که نیازی ندارد؛ چیزی بی‌ضرورت.

عبارات و ترکیب‌ها

an unnecessity

نامحسوس

pure unnecessity

نامحسوس خالص

total unnecessity

نامحسوس کامل

sheer unnecessity

نامحسوس کاملاً

unnecessity again

دوباره نامحسوس

avoid unnecessity

از نامحسوس پرهیز کن

creating unnecessity

ایجاد نامحسوس

unnecessity costs

هزینه‌های نامحسوس

unnecessity ended

نامحسوس پایان یافت

جملات نمونه

the unnecessity of extra meetings was clear once the report was finished.

پس از اتمام گزارش، ناگهان ناضروری بودن جلسات اضافی واضح شد.

she explained the unnecessity of further testing after the results matched perfectly.

او پس از اینکه نتایج کاملاً با هم تطابق کردند، ناضروری بودن آزمایش‌های بیشتر را توضیح داد.

we noted the unnecessity of formal approval for such a minor update.

ما ناضروری بودن تایید رسمی برای چنین به‌روزرسانی کوچکی را یاد گرفتیم.

the unnecessity of harsh criticism became obvious when the team corrected the mistake quickly.

وقتی تیم به سرعت خطا را اصلاح کرد، ناضروری بودن انتقاد شدید واضح شد.

his memo stressed the unnecessity of overtime during the slow season.

پیام او تاکید می‌کرد که در فصل کند، ناضروری بودن کار بیش از حد معمول است.

the unnecessity of printed tickets saved us time at the station.

ناضروری بودن بلیت‌های چاپی زمان ما را در ایستگاه صرفه‌جویی کرد.

they argued about the unnecessity of a lengthy introduction in a short presentation.

آن‌ها در مورد ناضروری بودن مقدمه‌ای طولانی در یک ارائه کوتاه می‌خواستند.

the unnecessity of replacing the whole system reduced costs significantly.

ناضروری بودن جایگزینی کل سیستم به طور قابل توجهی هزینه‌ها را کاهش داد.

i recognized the unnecessity of apologies once he accepted my explanation.

وقتی او توضیح من را پذیرفت، من ناضروری بودن عذرخواهی را درک کردم.

the unnecessity of duplicate paperwork frustrated the staff.

ناضروری بودن کاغذ کاری تکراری کارکنان را ناراحت کرد.

her comment pointed out the unnecessity of rushing when the deadline was weeks away.

نظر او نشان داد که وقتی مهلت چند هفته بود، ناضروری بودن عجله‌کردن است.

the unnecessity of constant notifications helped me focus on my work.

ناضروری بودن اطلاع‌رسانی‌های مداوم به من کمک کرد تا روی کار خود متمرکز شوم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید