unostentatiously

[ایالات متحده]/ˌʌn.əʊ.stenˈtæ.ʃəs.li/
[بریتانیا]/ˌʌn.əˌstɛnˈteɪ.ʃəs.li/

ترجمه

adv. به روشی متواضع یا کم‌اهمیت

عبارات و ترکیب‌ها

live unostentatiously

زندگی با فروتنی و بدون جلب توجه

dress unostentatiously

لباس پوشیدن به شکلی ساده و بدون جلب توجه

act unostentatiously

عمل کردن به شکلی ساده و بدون جلب توجه

speak unostentatiously

صحبت کردن به شکلی ساده و بدون جلب توجه

behave unostentatiously

رفتار کردن به شکلی ساده و بدون جلب توجه

appear unostentatiously

ظاهر کردن به شکلی ساده و بدون جلب توجه

move unostentatiously

حرکت کردن به شکلی ساده و بدون جلب توجه

decorate unostentatiously

تزیین کردن به شکلی ساده و بدون جلب توجه

travel unostentatiously

سفر کردن به شکلی ساده و بدون جلب توجه

celebrate unostentatiously

جشن گرفتن به شکلی ساده و بدون جلب توجه

جملات نمونه

she dressed unostentatiously for the event.

او برای این رویداد به شکلی غیرنمایشی لباس پوشید.

he unostentatiously contributed to the charity.

او به طور غیرنمایشی به خیریه کمک کرد.

the artist unostentatiously showcased his work.

هنرمند به طور غیرنمایشی آثار خود را به نمایش گذاشت.

they lived unostentatiously in a small town.

آنها به طور غیرنمایشی در یک شهر کوچک زندگی می کردند.

he unostentatiously offered help to his neighbors.

او به طور غیرنمایشی به همسایگان خود کمک کرد.

the restaurant was unostentatiously elegant.

رستوران به طور غیرنمایشی شیک بود.

they celebrated their anniversary unostentatiously.

آنها سالگرد عروسی خود را به طور غیرنمایشی جشن گرفتند.

he spoke unostentatiously about his achievements.

او به طور غیرنمایشی در مورد دستاوردهای خود صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید