low-key

[ایالات متحده]/ˌləʊˈkiː/
[بریتانیا]/ˌloʊˈkiː/

ترجمه

adj. محتاط یا ظریف در سبک یا بیان؛ با شدت یا قدرت کم؛ کنترل‌شده یا متوسط.

عبارات و ترکیب‌ها

low-key awesome

فضای خونسار و عالی

low-key vibe

فضای خونسار و خوب

low-key enjoying

لذت بردن به آرامی

low-key cool

فضای خونسار و باحال

low-key success

موفقیت به آرامی

low-key planning

برنامه ریزی به آرامی

low-key reaction

واکنش به آرامی

low-key style

سبک خونسار

low-key moment

لحظه خونسار

low-key doing

انجام دادن به آرامی

جملات نمونه

she celebrated her promotion with a low-key dinner at home.

او جشن ارتقای خود را با یک شام آرام در خانه برگزار کرد.

he prefers a low-key approach to problem-solving.

او ترجیح می دهد برای حل مشکلات از یک رویکرد آرام و غیررسمی استفاده کند.

the wedding was a low-key affair with close friends and family.

عروسی یک مراسم آرام با حضور دوستان و خانواده نزدیک بود.

they kept the engagement announcement low-key on social media.

آنها اعلام نامزدی را به صورت آرام و غیررسمی در رسانه های اجتماعی منتشر کردند.

i like his low-key style; it's very understated.

من سبک آرام او را دوست دارم؛ بسیار ساده و بدور از جلب توجه است.

the company maintained a low-key presence at the trade show.

شرکت در نمایشگاه تجاری حضور آرام و غیرجلب توجهی داشت.

she gave a low-key performance, letting her acting speak for itself.

او یک اجرا آرام داشت و اجازه داد بازیگری‌اش خودش صحبت کند.

he's a low-key guy who doesn't seek attention.

او یک مرد آرام است که به دنبال جلب توجه نیست.

let's keep this meeting low-key and informal.

بیایید این جلسه را آرام و غیررسمی نگه داریم.

the band played a low-key set at the local bar.

گروه در بار محلی یک برنامه آرام اجرا کرد.

she handled the difficult situation with a low-key professionalism.

او با حرفه ای گری آرام با این موقعیت دشوار برخورد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید