unowned

[ایالات متحده]/ʌnˈoʊnd/
[بریتانیا]/ʌnˈoʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر مالک یا شناسایی شده; غیر معتبر یا مجاز

عبارات و ترکیب‌ها

unowned property

مالیت متعلق

unowned asset

دارایی متعلق نبود

unowned land

زمین متعلق نبود

unowned object

شیء متعلق نبود

unowned resource

منبع متعلق نبود

unowned item

بند متعلق نبود

unowned space

فضای متعلق نبود

unowned domain

دامنه متعلق نبود

unowned file

فایل متعلق نبود

unowned code

کد متعلق نبود

جملات نمونه

the unowned dog wandered the streets looking for food.

سگ ولگرد در خیابان‌ها به دنبال غذا می‌گشت.

she adopted the unowned cat from the shelter.

او گربه ولگرد را از پناهگاه به فرزندی پذیرفت.

the unowned property was sold at an auction.

ملک بدون صاحب در حراجی به فروش رسید.

they found an unowned bicycle abandoned in the park.

آنها یک دوچرخه ولگرد را که در پارک رها شده بود، پیدا کردند.

the unowned animals need our help and care.

حیوانات ولگرد به کمک و مراقبت ما نیاز دارند.

he reported the unowned vehicle to the authorities.

او وسیله نقلیه ولگرد را به مقامات گزارش کرد.

there are many unowned pets in the city.

بسیاری از حیوانات خانگی ولگرد در شهر وجود دارد.

unowned land can be claimed by anyone who wants it.

زمین بدون صاحب می‌تواند توسط هر کسی که آن را می‌خواهد، مطالبه شود.

the shelter is looking for homes for unowned animals.

پناهگاه به دنبال خانه‌ای برای حیوانات ولگرد است.

unowned properties often attract squatters.

املاک بدون صاحب اغلب افراد متکدی را جذب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید