unperformable

[ایالات متحده]/ˌʌnpəˈfɔːməbl/
[بریتانیا]/ˌʌnpərˈfɔːrməbl/

ترجمه

adj. ناتوان در انجام یا اجرای کردن؛ ناممکن بودن انجام شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

unperformable task

وظیفه انجام ناپذیر

unperformable contract

قرارداد انجام ناپذیر

unperformable obligation

پیمان انجام ناپذیر

unperformable duty

وظیفه انجام ناپذیر

deemed unperformable

انجام ناپذیر شمرده شده

rendered unperformable

به انجام ناپذیر درآمده

prove unperformable

انجام ناپذیر ثابت کردن

considered unperformable

انجام ناپذیر در نظر گرفته شده

unperformable requirement

نیازمندی انجام ناپذیر

essentially unperformable

به طور اساسی انجام ناپذیر

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید