unpreparedly

[ایالات متحده]/ˌʌnprɪˈpeədli/
[بریتانیا]/ˌʌnprɪˈpeərdli/

ترجمه

adv. به صورت نا آماده؛ بدون انجام آماده سازی لازم

جملات نمونه

she answered unpreparedly during the interview.

او به طور ناکافی در حین مصاحبه پاسخ داد.

the students entered the exam unpreparedly.

دانشجویان به طور ناکافی وارد امتحان شدند.

he spoke unpreparedly about the complex topic.

او به طور ناکافی درباره موضوع پیچیده سخن گفت.

they approached the negotiation unpreparedly.

آنها به طور ناکافی در مورد مذاکره رویکردند.

the team presented their findings unpreparedly.

تیم به طور ناکافی یافته‌های خود را ارائه کرد.

she responded unpreparedly to the unexpected question.

او به طور ناکافی به سوال غیرمنتظره پاسخ داد.

the speaker took the stage unpreparedly.

سخنران به طور ناکافی به پodium رفت.

the candidate faced the panel unpreparedly.

نامزد به طور ناکافی با پنل مواجه شد.

he attended the meeting unpreparedly.

او به طور ناکافی به جلسه حضور یافت.

they embarked on the project unpreparedly.

آنها به طور ناکافی به پروژه شروع کردند.

the committee voted unpreparedly on the issue.

کمیته به طور ناکافی در مورد این مسئله رأی داد.

she traveled unpreparedly to the foreign country.

او به طور ناکافی به کشور خارجی سفر کرد.

the politician addressed the press unpreparedly.

سیاستمدار به طور ناکافی به رسانه‌ها سخن گفت.

the musicians performed unpreparedly at the rehearsal.

موسیقی‌دانان به طور ناکافی در جلسه تمرین اجرا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید