unpromptly

[ایالات متحده]/[ʌnˈprɒmtli]/
[بریتانیا]/[ʌnˈprɑːmtli]/

ترجمه

adv. بدون اینکه از طریق دستور داده شود؛ به صورت خودکار.؛ به شکلی که از طریق دستور داده نشده است؛ بدون پیشنهاد قبلی.

عبارات و ترکیب‌ها

unpromptly responded

پاسخ دادن بدون اینکه دعوت شود

unpromptly volunteered

خودآگاه ارائه دادن

unpromptly offered

بدون اینکه دعوت شود ارائه دادن

unpromptly acted

عمل کردن بدون اینکه دعوت شود

unpromptly spoke

گفتار کردن بدون اینکه دعوت شود

unpromptly leaving

بدون اینکه دعوت شود رفتن

unpromptly arrived

بدون اینکه دعوت شود حضور یافت

unpromptly helping

کمک کردن بدون اینکه دعوت شود

unpromptly initiated

بدون اینکه دعوت شود شروع کردن

unpromptly engaging

شروع به تعامل کردن بدون اینکه دعوت شود

جملات نمونه

he unpromptly offered to help with the project, which was very kind.

او بدون اینکه دعوت شود، ارائه کمک به پروژه را پیشنهاد کرد که بسیار لطفی بود.

the dog unpromptly started barking at the mail carrier.

سگ بدون اینکه دعوت شود، شروع به گریاندن به پرداختن پست کرد.

she unpromptly began to cry during the sad movie scene.

او بدون اینکه دعوت شود، در حین صحنه غمگین فیلم شروع به گریاندن کرد.

the child unpromptly ran towards his mother with a hug.

کودک بدون اینکه دعوت شود، با گرفتن دست مادرش به سمت مادرش دوید.

the musician unpromptly launched into a lively improvisation.

موسیقی‌دان بدون اینکه دعوت شود، به یک ایمپریویزاسیون پر انرژی روی آورد.

he unpromptly confessed his feelings to her, surprising everyone.

او بدون اینکه دعوت شود، احساساتش را به او اعتراف کرد و همه را شگفت زده کرد.

the team unpromptly decided to change their strategy mid-game.

تیم بدون اینکه دعوت شود، تصمیم گرفت در نیمه‌ی بازی استراتژی خود را تغییر دهد.

she unpromptly burst out laughing at his silly joke.

او بدون اینکه دعوت شود، به خاطر جست‌و‌جوک حمقی‌اش شروع به خنده‌ی شدید کرد.

the speaker unpromptly posed a challenging question to the audience.

سخنران بدون اینکه دعوت شود، یک پرسش چالش‌برانگیز به مخاطبین پیشنهاد داد.

he unpromptly volunteered to take on extra responsibilities.

او بدون اینکه دعوت شود، پیشنهاد پذیرش مسئولیت‌های اضافی داد.

the engine unpromptly sputtered and died on the highway.

موتور بدون اینکه دعوت شود، در جاده‌ی اصلی می‌لرزید و خاموش شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید