unpruned

[ایالات متحده]/ʌnˈpruːnd/
[بریتانیا]/ʌnˈprund/

ترجمه

adj. (از شاخه‌ها و غیره) بدون برش; اجازه داده شده برای رشد طبیعی

عبارات و ترکیب‌ها

unpruned trees

درختان שלא קצרו

unpruned branches

شاخه های שלא קצרו

unpruned garden

باغ שלא קצרו

unpruned plants

گیاهان שלא קצרו

unpruned growth

رشد שלא קצרו

unpruned bushes

بوته های שלא קצרו

unpruned hedges

پرچین های שלא קצרו

unpruned vines

تاک های שלא קצרו

unpruned fruit

میوه های שלא קצרו

unpruned landscape

منظره طبیعی שלא קצרו

جملات نمونه

the garden was left unpruned for years.

باغ سال‌ها بدون هرس رها شده بود.

unpruned trees can grow wildly and take up too much space.

درختان هرس‌نشده می‌توانند به سرعت رشد کنند و فضای زیادی را اشغال کنند.

her hair was unpruned and messy after the storm.

موهای او پس از طوفان هرس‌نشده و نامرتب بود.

unpruned bushes can attract pests and diseases.

بوته‌های هرس‌نشده می‌توانند آفات و بیماری‌ها را جذب کنند.

the unpruned vines produced fewer grapes this season.

سرشاخه های هرس‌نشده امسال انگور کمتری تولید کردند.

we decided to leave the plants unpruned for a more natural look.

ما تصمیم گرفتیم گیاهان را هرس نکنیم تا ظاهر طبیعی‌تری داشته باشند.

unpruned hedges can create a wild and unkempt appearance.

حفاظ‌های هرس‌نشده می‌توانند ظاهری وحشی و نامرتب ایجاد کنند.

the unpruned roses bloomed beautifully despite their wild shape.

گل‌های رز هرس‌نشده با وجود شکل وحشی خود به زیبایی شکوفا شدند.

he prefers his garden unpruned to support local wildlife.

او ترجیح می‌دهد باغ خود را هرس نکند تا از حیات وحش محلی حمایت کند.

unpruned fruit trees often yield smaller fruits.

درختان میوه هرس‌نشده اغلب میوه‌های کوچکتر تولید می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید