unpurchased goods
کالای خریداری نشده
remaining unpurchased
موجودی خریداری نشده باقی مانده
unpurchased inventory
موجودی خریداری نشده
unpurchased tickets
تیکتهای خریداری نشده
being unpurchased
در حال خریداری نشدن
unpurchased items
موارد خریداری نشده
unpurchased land
زمین خریداری نشده
unpurchased stock
سهام خریداری نشده
unpurchased property
امولت خریداری نشده
unpurchased software
نرمافزار خریداری نشده
we had a significant amount of unpurchased inventory at the end of the season.
ما در پایان فصل مقدار قابل توجهی از موجودی خریداری نشده داشتیم.
the unpurchased tickets were refunded to the customers.
تیکتهای خریداری نشده به مشتریان مرجوع شد.
a large portion of the unpurchased software licenses went unused.
بزرگترین قسمت از مجوزهای نرمافزار خریداری نشده استفاده نشد.
the company analyzed the reasons for the unpurchased products.
شرکت دلایل خریداری نشدن محصولات را تحلیل کرد.
due to low demand, there was a lot of unpurchased merchandise.
به دلیل کم بودن تقاضا، مقدار زیادی از کالا خریداری نشده وجود داشت.
the unpurchased gift cards were reabsorbed into the company's funds.
کارتهای هدیه خریداری نشده به صندوق شرکت بازمیگرداند.
we need to reduce the amount of unpurchased goods in the warehouse.
ما نیاز داریم که مقدار کالای خریداری نشده در انبار را کاهش دهیم.
the marketing team focused on selling the unpurchased items before the sale.
تیم بازاریابی روی فروش کالای خریداری نشده قبل از فروش تمرکز داشت.
the unpurchased subscriptions were automatically cancelled after thirty days.
اشتراکهای خریداری نشده پس از سی روز به طور خودکار لغو شدند.
the report detailed the volume of unpurchased real estate properties.
گزارش حجم ملکهای املاک خریداری نشده را جزئیات داد.
the unpurchased airline seats were released for sale at a discounted price.
صندلیهای هواپیمای خریداری نشده با قیمت تخفیفدار برای فروش در دسترس قرار گرفت.
unpurchased goods
کالای خریداری نشده
remaining unpurchased
موجودی خریداری نشده باقی مانده
unpurchased inventory
موجودی خریداری نشده
unpurchased tickets
تیکتهای خریداری نشده
being unpurchased
در حال خریداری نشدن
unpurchased items
موارد خریداری نشده
unpurchased land
زمین خریداری نشده
unpurchased stock
سهام خریداری نشده
unpurchased property
امولت خریداری نشده
unpurchased software
نرمافزار خریداری نشده
we had a significant amount of unpurchased inventory at the end of the season.
ما در پایان فصل مقدار قابل توجهی از موجودی خریداری نشده داشتیم.
the unpurchased tickets were refunded to the customers.
تیکتهای خریداری نشده به مشتریان مرجوع شد.
a large portion of the unpurchased software licenses went unused.
بزرگترین قسمت از مجوزهای نرمافزار خریداری نشده استفاده نشد.
the company analyzed the reasons for the unpurchased products.
شرکت دلایل خریداری نشدن محصولات را تحلیل کرد.
due to low demand, there was a lot of unpurchased merchandise.
به دلیل کم بودن تقاضا، مقدار زیادی از کالا خریداری نشده وجود داشت.
the unpurchased gift cards were reabsorbed into the company's funds.
کارتهای هدیه خریداری نشده به صندوق شرکت بازمیگرداند.
we need to reduce the amount of unpurchased goods in the warehouse.
ما نیاز داریم که مقدار کالای خریداری نشده در انبار را کاهش دهیم.
the marketing team focused on selling the unpurchased items before the sale.
تیم بازاریابی روی فروش کالای خریداری نشده قبل از فروش تمرکز داشت.
the unpurchased subscriptions were automatically cancelled after thirty days.
اشتراکهای خریداری نشده پس از سی روز به طور خودکار لغو شدند.
the report detailed the volume of unpurchased real estate properties.
گزارش حجم ملکهای املاک خریداری نشده را جزئیات داد.
the unpurchased airline seats were released for sale at a discounted price.
صندلیهای هواپیمای خریداری نشده با قیمت تخفیفدار برای فروش در دسترس قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید