untaken

[ایالات متحده]/[ʌnˈteɪkən]/
[بریتانیا]/[ʌnˈteɪkən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گرفته نشده؛ هنوز گرفته نشده است. غیرمورداستفاده یا غیرشغوف.
v. (در مورد یک مسیر یا مسیر) گرفته نشده.

عبارات و ترکیب‌ها

untaken path

مسیر نپذیرفته

untaken route

مسیر نپذیرفته

untaken opportunity

فرصت نپذیرفته

untaken seat

صندلی نپذیرفته

untaken offer

پیشنهاد نپذیرفته

taking untaken

پذیرفتن نپذیرفته

untaken steps

قدم های نپذیرفته

untaken role

نقش نپذیرفته

untaken position

موقعیت نپذیرفته

untaken responsibility

پاسخگویی نپذیرفته

جملات نمونه

there were several untaken seats on the bus.

چند صندلی در اتوبوس پر نشسته نبود.

the job offer remained untaken after a week.

پیشنهاد شغلی پس از یک هفته پذیرفته نشده بود.

many of the promotional flyers were left untaken.

بیشتر فلترهای تبلیغاتی پذیرفته نشده بودند.

an untaken route was chosen for the hike.

یک مسیر نامشخص برای سفر انتخاب شد.

the untaken path led to a hidden waterfall.

مسیر نامشخص به یک پرده آب پنهانی منجر شد.

he felt a pang of sadness seeing the untaken gift.

او احساس غمی کرد وقتی به هدیه پذیرفته نشده نگاه کرد.

the untaken responsibility weighed heavily on her mind.

مسئولیت نامشخص به شدت روی ذهن او بار افکنده بود.

the untaken opportunity could have changed his life.

فرصت نامشخص می‌توانست زندگی او را تغییر دهد.

she noticed the untaken table near the window.

او میز نامشخص نزدیک پنجره را متوجه شد.

the untaken challenge spurred him to action.

چالش نامشخص او را به عمل کردن ترغیب کرد.

an untaken approach to the problem was considered.

رویکرد نامشخصی به مسئله در نظر گرفته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید