unquenchableness

[ایالات متحده]//ʌnˈkwentʃəblnəs//
[بریتانیا]//ʌnˈkwentʃəblnəs//

ترجمه

n. کیفیتی یا حالتی که امکان خاموش کردن آن وجود ندارد؛ یک شدت پایدار و غیرقابل خاموش کردن (به ویژه عطش، میل، آتش یا احساسات)؛ طبیعت پیگیر یا رام‌نشدنی یک احساس یا میل؛ ناتوانی در راضی یا آرام کردن؛ مجازي: ادامه مستحکم چیزی که نمی‌توان آن را رام یا سرکوب کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

unquenchableness of fire

ناقابل خاموشی عشق

the unquenchableness

ناقابل خاموشی هوس

unquenchableness shown

ناقابل خاموشی ایمان

unquenchableness in love

ناقابل خاموشی امید

unquenchableness of spirit

ناقابل خاموشی روح

unquenchableness found

unquenchableness remains

unquenchableness expressed

unquenchableness seen

unquenchableness persists

جملات نمونه

her unquenchableness for knowledge kept her reading late into the night.

اشتیاق بی‌حد و حصر او به دانش، باعث می‌شد تا شب‌ها تا دیر وقت مطالعه کند.

his unquenchableness of curiosity turned every walk into an experiment.

اشتیاق بی‌حد و حصر او به کنجکاوی، هر پیاده‌روی را به یک آزمایش تبدیل می‌کرد.

the unquenchableness in her voice convinced us she would not give up.

صدای مصمم او به ما اطمینان داد که او دست از کار نخواهد کشید.

they admired the unquenchableness of his ambition despite repeated setbacks.

آنها با وجود شکست‌های مکرر، به جاه‌طلبی او احترام می‌گذاشتند.

we felt the unquenchableness of hope rise again after the storm passed.

پس از گذراندن طوفان، بار دیگر حس کردیم که امید زنده شده است.

the unquenchableness of her passion for music made practice feel effortless.

اشتیاق بی‌حد و حصر او به موسیقی باعث می‌شد تمرین بی‌دردسر به نظر برسد.

his unquenchableness for adventure pushed the team beyond their comfort zone.

اشتیاق او به ماجراجویی، تیم را فراتر از منطقه آسایششان سوق داد.

in the letters, the unquenchableness of longing was impossible to miss.

در نامه‌ها، اشتیاق بی‌حد و حصر به دلتنگی غیرقابل انکار بود.

the unquenchableness in their eyes signaled a hunger for change.

نگاه آن‌ها نشان‌دهنده عطش آن‌ها برای تغییر بود.

she spoke with an unquenchableness for justice that silenced the room.

او با اشتیاقی برای عدالت صحبت کرد که باعث سکوت اتاق شد.

his unquenchableness of desire for excellence shaped every detail of the project.

اشتیاق او به برتری، هر جزئیات پروژه را شکل داد.

even in defeat, the unquenchableness of his resolve remained intact.

حتی در شکست، اراده او دست‌نخورده باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید