unreconcilable

[ایالات متحده]/[ʌnˈrɪkənˌsaɪləbl]/
[بریتانیا]/[ʌnˈrɪkənˌsaɪləbl]/

ترجمه

adj. غیرقابل تطبیق؛ ناتوان در ایجاد هماهنگی؛ غیرقابل حل یا پایان دادن؛ مخالف یا ناسازگار.

عبارات و ترکیب‌ها

unreconcilable differences

تفاوت‌های غیرقابل تسویه

unreconcilable views

نگرش‌های غیرقابل تسویه

being unreconcilable

بودن غیرقابل تسویه

unreconcilable stance

وضعیت غیرقابل تسویه

prove unreconcilable

ثابت کردن غیرقابل تسویه بودن

deeply unreconcilable

کاملاً غیرقابل تسویه

unreconcilable conflict

اختلاف غیرقابل تسویه

found unreconcilable

پیدا کردن غیرقابل تسویه

totally unreconcilable

کاملاً غیرقابل تسویه

unreconcilable positions

وضعیت‌های غیرقابل تسویه

جملات نمونه

their political views proved utterly unreconcilable, leading to a bitter split.

نظرات سیاسی آنها به طور کامل نامعقول بود، منجر به یک شکست بسیار تیز بود.

the differences in their approaches were unreconcilable, hindering any progress.

تفاوت‌های در رویکردهای آنها غیرقابل تطبیق بود، هرگونه پیشرفت را محدود می‌کرد.

the two companies found their business models unreconcilable after the merger.

دو شرکت پس از ادغام، مدل‌های کسب و کار خود را غیرقابل تطبیق یافتند.

despite attempts at mediation, the positions remained unreconcilable.

با وجود تلاش‌های میانجی‌گری، موقعیت‌ها هنوز غیرقابل تطبیق باقی ماندند.

the evidence presented was so strong that the accusations were unreconcilable with the facts.

دلایل ارائه شده به قدری قوی بود که اتهامات با واقعیت‌ها غیرقابل تطبیق بود.

their personal philosophies were unreconcilable, making a long-term relationship impossible.

فریاد فلسفه شخصی آنها غیرقابل تطبیق بود، ارتباطی بلند مدت غیرممکن می‌سازد.

the data revealed unreconcilable discrepancies in the financial records.

داده‌ها تفاوت‌های غیرقابل تطبیق در ثبت‌های مالی را نشان داد.

the two sides held unreconcilable demands during the negotiations.

دو طرف در مذاکرات خواسته‌های غیرقابل تطبیق داشتند.

the scientist discovered unreconcilable anomalies in the experimental results.

دانشمند تفاوت‌های غیرقابل تطبیق در نتایج آزمایشی کشف کرد.

the legal arguments were unreconcilable with established precedent.

استدلال‌های حقوقی با سابقه ثابت غیرقابل تطبیق بود.

their visions for the future were fundamentally unreconcilable.

دیدگاه‌های آنها برای آینده به طور بنیادی غیرقابل تطبیق بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید