unrecoverableness

[ایالات متحده]//ˌʌnˌrɪˈkʌv.ər.ə.bəl.nəs//
[بریتانیا]//ˌʌnˌrɪˈkʌv.ɚ.ə.bəl.nəs//

ترجمه

n. وضعیت یا کیفیت ناگریزشدن؛ حالت عدم قابلیت بازگرداندن، بازپس‌گیری یا بازسازی؛ میزانی که چیزی نمی‌تواند بازگردانده، تعمیر شود یا به حالت قبلی خود بازگردد.

عبارات و ترکیب‌ها

total unrecoverableness

کلیت ناپسیتبودن

complete unrecoverableness

کامل ناپسیتبودن

irreversible unrecoverableness

ناقابل بازگشت ناپسیتبودن

increasing unrecoverableness

افزایش ناپسیتبودن

growing unrecoverableness

رشد ناپسیتبودن

unrecoverableness risk

خطر ناپسیتبودن

unrecoverableness problem

مشکل ناپسیتبودن

unrecoverableness concerns

نگرانی‌های ناپسیتبودن

hidden unrecoverableness

ناپسیتبودن پنهان

unrecoverableness persists

ناپسیتبودن ادامه می‌یابد

جملات نمونه

the unrecoverableness of the data after the crash forced the team to rebuild from backups.

ناتوانی در بازیابی داده‌ها پس از فروداری مجبور کرد تیم را که از پشتیبان‌ها دوباره ساخت.

experts warned that the unrecoverableness of lost habitat would push the species toward extinction.

کارشناسان هشدار دادند که ناتوانی در بازیابی زیستگاه از دست رفته می‌تواند گونه را به انقراض بکشاند.

the report highlighted the unrecoverableness of funds sent to a fraudulent address.

گزارش ناتوانی در بازیابی پول‌های ارسال شده به یک آدرس محتیا را تاکید کرد.

after the fire, the unrecoverableness of family photos was the hardest part to accept.

پس از آتش‌سوزی، ناتوانی در بازیابی عکس‌های خانوادگی سخت‌ترین بخشی برای پذیرش بود.

the surgeon explained the unrecoverableness of nerve damage in plain, careful language.

جراح با زبان ساده و دقت، ناتوانی در بازیابی آسیب عصب را توضیح داد.

auditors noted the unrecoverableness of missing receipts and required tighter controls.

مراجعان ناتوانی در بازیابی فاکتورهای گم شده را یادآوری کردند و کنترل‌های سخت‌تر را خواستند.

the court recognized the unrecoverableness of the stolen artwork and increased restitution.

دیوان ناتوانی در بازیابی آثار هنری ربوده شده را شناسایی کرد و جبران خسارت را افزایش داد.

climate models capture the unrecoverableness of certain tipping points once they are crossed.

مدل‌های اقلیمی ناتوانی در بازیابی برخی نقاط پرچم‌گذاری را پس از عبور از آن‌ها ثبت می‌کنند.

the engineer measured the unrecoverableness of the corrupted partition before attempting repairs.

مهندس ناتوانی در بازیابی بخش فاسد شده را قبل از تلاش برای تعمیرات اندازه‌گیری کرد.

in negotiations, he emphasized the unrecoverableness of trust once it is broken repeatedly.

در مذاکرات، او ناتوانی در بازیابی اعتماد پس از شکستن مکرر آن را تاکید کرد.

the policy aims to reduce the unrecoverableness of debts by improving early intervention.

این سیاست به کاهش ناتوانی در بازیابی بدهی‌ها با بهبود دخول زودهنگام می‌پردازد.

her diary records the unrecoverableness of time wasted and the resolve to change course.

دفترچه روزانه او ناتوانی در بازیابی زمان از دست رفته و تصمیم به تغییر مسیر را ثبت کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید