unrefrigerated milk
شیر نیاز به خنک کردن ندارد
keep unrefrigerated
در حالت نیاز به خنک کردن نگهداری کنید
unrefrigerated food
غذاهایی که نیاز به خنک کردن ندارند
storing unrefrigerated
ذخیره سازی در حالت نیاز به خنک کردن
unrefrigerated state
حالت نیاز به خنک کردن
unrefrigerated eggs
تخم مرغی که نیاز به خنک کردن ندارد
unrefrigerated area
منطقهای که نیاز به خنک کردن ندارد
was unrefrigerated
نیاز به خنک کردن نداشت
unrefrigerated container
ظرفی که نیاز به خنک کردن ندارد
unrefrigerated product
محصولی که نیاز به خنک کردن ندارد
the unrefrigerated milk sat on the counter for hours.
شیر نخنده روی کانتر به مدت ساعاتی قرار داشت.
we need to discard any unrefrigerated leftovers after a buffet.
پس از یک جلسه سروپذیری، باید تمام مواد غذایی نخنده را دور بیندازیم.
storing unrefrigerated produce can lead to spoilage quickly.
ذخیره محصولات نخنده میتواند باعث فساد سریع آنها شود.
the unrefrigerated chicken was a potential health hazard.
گوشت مرغ نخنده یک خطر سلامتی محتمل بود.
keep unrefrigerated cake in a cool, dry place.
کیکهای نخنده را در جای خنک و خشک نگه دارید.
the unrefrigerated soda tasted flat and warm.
نوشیدنی نخنده مکروی و گرم به نظر میرسید.
it's not safe to consume unrefrigerated seafood for an extended period.
مصرف ماهیهای نخنده به مدت طولانی امن نیست.
the unrefrigerated eggs were left in direct sunlight.
تخممرغهای نخنده در معرض نور مستقیم خورشید گذاشته شدند.
ensure all unrefrigerated goods are properly sealed.
مطمئن شوید که تمام محصولات نخنده به درستی بستهبندی شدهاند.
we transported the unrefrigerated vaccines with ice packs.
دارویهای نخنده را با کیسههای یخ حمل کردیم.
the unrefrigerated pie dough needs to be kept cool.
تارت نخنده باید خنک نگه داشته شود.
unrefrigerated milk
شیر نیاز به خنک کردن ندارد
keep unrefrigerated
در حالت نیاز به خنک کردن نگهداری کنید
unrefrigerated food
غذاهایی که نیاز به خنک کردن ندارند
storing unrefrigerated
ذخیره سازی در حالت نیاز به خنک کردن
unrefrigerated state
حالت نیاز به خنک کردن
unrefrigerated eggs
تخم مرغی که نیاز به خنک کردن ندارد
unrefrigerated area
منطقهای که نیاز به خنک کردن ندارد
was unrefrigerated
نیاز به خنک کردن نداشت
unrefrigerated container
ظرفی که نیاز به خنک کردن ندارد
unrefrigerated product
محصولی که نیاز به خنک کردن ندارد
the unrefrigerated milk sat on the counter for hours.
شیر نخنده روی کانتر به مدت ساعاتی قرار داشت.
we need to discard any unrefrigerated leftovers after a buffet.
پس از یک جلسه سروپذیری، باید تمام مواد غذایی نخنده را دور بیندازیم.
storing unrefrigerated produce can lead to spoilage quickly.
ذخیره محصولات نخنده میتواند باعث فساد سریع آنها شود.
the unrefrigerated chicken was a potential health hazard.
گوشت مرغ نخنده یک خطر سلامتی محتمل بود.
keep unrefrigerated cake in a cool, dry place.
کیکهای نخنده را در جای خنک و خشک نگه دارید.
the unrefrigerated soda tasted flat and warm.
نوشیدنی نخنده مکروی و گرم به نظر میرسید.
it's not safe to consume unrefrigerated seafood for an extended period.
مصرف ماهیهای نخنده به مدت طولانی امن نیست.
the unrefrigerated eggs were left in direct sunlight.
تخممرغهای نخنده در معرض نور مستقیم خورشید گذاشته شدند.
ensure all unrefrigerated goods are properly sealed.
مطمئن شوید که تمام محصولات نخنده به درستی بستهبندی شدهاند.
we transported the unrefrigerated vaccines with ice packs.
دارویهای نخنده را با کیسههای یخ حمل کردیم.
the unrefrigerated pie dough needs to be kept cool.
تارت نخنده باید خنک نگه داشته شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید