unremitting

[ایالات متحده]/ˌʌnrɪˈmɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌʌnrɪˈmɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مداوم; هرگز کاهش نیافته یا متوقف نمی‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

unremitting effort

تلاش بی‌وقفه

unremitting concentration

تمرکز بی‌وقفه

unremitting determination

عزم راسخ

جملات نمونه

adhere to the principle with an unremitting tenacity

به این اصل با مقاومت و پشتکار پایبند باشید.

"Due to the unremitting efforts of the leaders of the two countries, a frightful was disaster was avoided."

"به لطف تلاش های بی وقفه رهبران دو کشور، از وقوع یک فاجعه وحشتناک جلوگیری شد."

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید