incessant

[ایالات متحده]/ɪnˈsesnt/
[بریتانیا]/ɪnˈsesnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌پایان

عبارات و ترکیب‌ها

incessant rain

باران بی‌وقفه

incessant noise

هم‌دردبی بی‌وقفه

incessant chatter

گفتگوی بی‌وقفه

جملات نمونه

the incessant beat of the music.

ضربات مداوم موسیقی

a week of incessant rains

یک هفته باران‌های بی‌وقفه

he was goofing off from incessant maths homework.

او از تکالیف ریاضی بی پایان فرار می کرد.

The incessant talking jarred on my nerves.

صحبت‌های بی‌وقفه اعصاب من را به هم می‌ریخت.

Your incessant criticism has worn my patience.

نقد بی‌وقفه شما صبر من را تمام کرده است.

We have had incessant snowfall since yesterday afternoon.

ما از دیروز بعد از ظهر شاهد بارش برف بی‌وقفه بوده‌ایم.

The incessant hurry and trivial activity of daily life seem to prevent, or at least, discourage quiet and intensive thinking.

شتاب بی‌وقفه و فعالیت‌های بی‌ارزش زندگی روزمره به نظر می‌رسد که از یا حداقل از تفکر آرام و فشرده جلوگیری می‌کند.

Poorly built or badly maintained structures often giveway due to incessant rains.

ساختمان‌های ضعیف ساخته شده یا به درستی نگهداری نشده اغلب به دلیل باران‌های بی‌وقفه فرو می‌ریزند.

Aiming at bring into effect excruciation to defendant, bourgeois are incessant development and perfect, establish no additional punishment resulting from retrial procedure.

با هدف اجرای شکنجه به متهم، بورژواها توسعه و کمال بی وقفه هستند، مجازاتی اضافی ناشی از روند بازرسی مجدد را تعیین نمی کنند.

The water eutrophication is caused by the incessant accumulation of nitrogen and phosphorus in water and excessive propagation of a few of algal and hydrobios.

اوترافی شدن آب ناشی از تجمع بی‌وقفه نیتروژن و فسفر در آب و تکثیر بیش از حد چند جلبک و hydrobios است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید