unserious

[ایالات متحده]/ʌnˈsɪəriəs/
[بریتانیا]/ʌnˈsɪrɪəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیر جدی; فاقد جدیت

عبارات و ترکیب‌ها

unserious attitude

نگاه غیرجدی

unserious behavior

رفتار غیرجدی

unserious comment

نظری غیرجدی

unserious approach

رویکرد غیرجدی

unserious situation

وضعیت غیرجدی

unserious tone

لحن غیرجدی

unserious remark

اظهارنظر غیرجدی

unserious game

بازی غیرجدی

unserious matter

موضوع غیرجدی

unserious conversation

گفتگوی غیرجدی

جملات نمونه

his unserious attitude towards work annoys everyone.

نگاه جدی نداشتن او به کار باعث ناراحتی همه می شود.

they made unserious jokes during the meeting.

آنها در طول جلسه شوخی های بی اهمیت کردند.

she has an unserious approach to her studies.

او رویکرد جدی به تحصیل ندارد.

his unserious remarks often lead to misunderstandings.

اظهارات غیر جدی او اغلب منجر به سوء تفاهم می شود.

we need to address his unserious behavior.

ما باید رفتار غیر جدی او را مورد رسیدگی قرار دهیم.

her unserious demeanor makes it hard to take her seriously.

رفتار غیر جدی او باعث می شود که گرفتن او را جدی سخت باشد.

it's frustrating when people have an unserious attitude in serious situations.

وقتی افراد در شرایط جدی، غیر جدی رفتار می کنند، ناامید کننده است.

his unserious comments during the presentation were inappropriate.

نظرات غیر جدی او در طول ارائه نامناسب بود.

they tend to have an unserious view of life.

آنها معمولاً دیدگاهی غیر جدی نسبت به زندگی دارند.

she often makes unserious decisions that affect her career.

او اغلب تصمیمات غیر جدی می گیرد که بر شغل او تأثیر می گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید