sexualized

[ایالات متحده]/ˈsɛkʃuəlaɪzd/
[بریتانیا]/ˈsɛkʃuəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را دارای ویژگی‌های جنسی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sexualized content

محتوای جنسی‌شده

sexualized imagery

تصاویر جنسی‌شده

sexualized behavior

رفتار جنسی‌شده

sexualized marketing

بازاریابی جنسی‌شده

sexualized culture

فرهنگ جنسی‌شده

sexualized representation

نمایش جنسی‌شده

sexualized language

زبان جنسی‌شده

sexualized toys

اسباب‌بازی‌های جنسی‌شده

sexualized advertising

تبلیغات جنسی‌شده

sexualized fashion

مد جنسی‌شده

جملات نمونه

many advertisements sexualized women to attract attention.

تبلیغات زیادی زنان را برای جلب توجه، بیش از حد جنسیتی نشان می‌دادند.

some video games have been criticized for their sexualized characters.

برخی از بازی‌های ویدیویی به دلیل شخصیت‌های بیش از حد جنسیتی مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.

fashion trends often sexualize young models.

ترندهای مد اغلب مدل‌های جوان را به شکل اغوا کننده نشان می‌دهند.

movies sometimes sexualize relationships for dramatic effect.

فیلم‌ها گاهی اوقات برای ایجاد جلوه‌های دراماتیک، روابط را جنسیتی نشان می‌دهند.

critics argue that music videos often sexualize performers.

منتقدان استدلال می‌کنند که موزیک ویدیوها اغلب بازیگران را جنسیتی نشان می‌دهند.

sexualized content can impact young people's perceptions of intimacy.

محتوای جنسیتی می‌تواند بر درک جوانان از صمیمیت تأثیر بگذارد.

there is a debate about whether advertising should sexualize products.

بحثی وجود دارد در مورد اینکه آیا تبلیغات باید محصولات را جنسیتی نشان دهد یا خیر.

art can sometimes sexualize the human form in provocative ways.

هنر گاهی اوقات می‌تواند شکل انسان را به روشی تحریک‌آمیز جنسیتی نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید