unshaken

[ایالات متحده]/ʌnˈʃeɪ.kən/
[بریتانیا]/ʌnˈʃeɪ.kən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نلرزش; پایدار

عبارات و ترکیب‌ها

unshaken faith

ایمان راسخ

unshaken resolve

اراده راسخ

unshaken confidence

اعتماد به نفس راسخ

unshaken belief

باور راسخ

unshaken spirit

روحیه راسخ

unshaken loyalty

وفاداری راسخ

unshaken support

حمایت راسخ

unshaken trust

اعتماد راسخ

unshaken composure

حالت آرام راسخ

unshaken determination

عزم راسخ

جملات نمونه

her faith remained unshaken despite the challenges.

با وجود چالش‌ها، ایمان او همچنان استوار ماند.

he stood unshaken during the storm.

او در طول طوفان استوار ایستاد.

his resolve was unshaken by the criticism.

تصمیم او را انتقادات سست نکردند.

the team's spirit remained unshaken after the loss.

روحیه تیم پس از شکست دست نخورده باقی ماند.

she faced the situation with an unshaken demeanor.

او با رفتاری استوار با این وضعیت روبرو شد.

his unshaken belief in justice inspired others.

باور استوارهای او بر عدالت دیگران را الهام بخشید.

their friendship remained unshaken through the years.

دوستی آنها در طول سالها استوار باقی ماند.

even in uncertainty, her confidence was unshaken.

حتی در نااطمینانی، اعتماد به نفس او سست نشد.

his unshaken loyalty earned him respect.

وفاداری استوار او باعث شد که مورد احترام قرار گیرد.

the community's support was unshaken during the crisis.

حمایت جامعه در طول بحران سست نشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید