| قسمت سوم فعل | shaken |
emotionally shaken
تحت تأثیر عاطفی قرار گرفتن
physically shaken
تحت تأثیر جسمی قرار گرفتن
shaken up
تحت فشار قرار گرفتن
shake uncontrollably
به طور غیرقابل کنترلی لرزیدن
be badly shaken by the news
به طرز بدی از اخبار شوکه شوید
was badly shaken up by the accident.
تصادف باعث شد به طرز بدی به لرزه بیفتد.
They were shaken badly by the news.
آنها به طرز بدی از اخبار شوکه شدند.
she was shaken to the core by his words.
او به شدت از حرفهای او به هسته خود تکان خورد.
She was shaken by the news of the disaster.
او با خبر فاجعه به شدت تکان خورد.
A sheet of metal was shaken to simulate the noise of thunder.
یک ورقه فلزی برای شبیهسازی صدای رعد و برق تکان داده شد.
the town was shaken by a series of grisly crimes.
شهر را سريزي از جنايات دلخراش به لرزه انداخت.
he thought he had shaken off his pursuer.
او فکر کرد که تعقیب کننده خود را دور کرده است.
Sheedy has shaken off a calf injury.
شیدی آسیبدیدگی ساق پا را پشت سر گذاشته است.
He seemed shaken after the interrogation.
او بعد از بازجویی به نظر تکان خورده میرسید.
This issue has shaken the very foundations of French politics.
این موضوع اساساً سیاست فرانسه را به لرزه درآورده است.
The passengers were shaken up but are all right.
مسافران تکان خوردند اما خوب هستند.
use soap flakes shaken up in the water to make bubbles.
برای درست کردن حبابها از پودر صابون که در آب تکان داده شده استفاده کنید.
The committee needs to be shaken out to get rid of some of the elderly members.
کمیته باید مورد بازنگری قرار گیرد تا برخی از اعضای مسن را حذف کند.
No one was hurt, but many of the passengers were severely shaken up by the accident.
هیچ کس آسیب ندید، اما بسیاری از مسافران به شدت در اثر حادثه تکان خوردند.
His mother’s death had shaken him dreadfully.
مرگ مادرش او را به شدت تکان داده بود.
The team seems to have shaken off the jinx that’s been dogging them for months.
به نظر میرسد تیم توانسته است طلسمی را که برای ماهها آنها را آزار میداد، از خود دور کند.
in the final lap she looked as though she had shaken off the Dutch girl.
در آخرین دور، به نظر میرسید که او دختر هلندی را پشت سر گذاشته است.
the weeds at the bottom gently bending down the stream, shaken by the watery wind, still planted where their seeds had sunk, but erelong to die and go down likewise;
علفهای هرز در پایین به آرامی در امتداد جریان آب خم میشوند، به هم ریخته شده توسط باد آبی، هنوز کاشته شده در جایی که دانههای آنها غرق شدهاند، اما به زودی خواهند مرد و به همین ترتیب پایین میروند.
These are walls, which have been shaken by armies and earthquakes.
این دیوارها هستند که توسط ارتشها و زمینلرزهها به لرزه درآمدهاند.
منبع: Cloud Travel HandbookShake, shake, shake, shake, shake, shake shake your area dress, shake your area dress.
به لرزه درآ، به لرزه درآ، به لرزه درآ، به لرزه درآ، به لرزه درآ، به لرزه درآ لباس ناحیه خود را، به لرزه درآ لباس ناحیه خود را.
منبع: Learn to dress like a celebrity.Their confidence is being shaken because the rules of the game change every year.
اعتماد آنها به دلیل تغییر قوانین بازی به لرزه درآمده است.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)The country is often shaken by earthquakes.
این کشور اغلب دچار زمینلرزه میشود.
منبع: VOA Special English: WorldAirlines have already been shaken by rising fuel costs and staff shortages.
خطوط هوایی قبلاً تحت تأثیر افزایش هزینههای سوخت و کمبود پرسنل قرار گرفتهاند.
منبع: Financial TimesIs there a moment on camera that has truly shaken you?
آیا لحظهای وجود دارد که واقعاً شما را به لرزه درآورده باشد؟
منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)President Milo Dukanovic said he was deeply shaken by the terrible tragedy in Cetinje.
مilo دوکانوویچ، رئیسجمهور، گفت که از فاجعه وحشتناک در Cetinje عمیقاً به لرزه افتاده است.
منبع: BBC Listening Collection August 2022It is an ever fixed mark that looks on tempest and is never shaken.
این یک نشان ثابت است که به طوفان نگاه میکند و هرگز به لرزه نمیافتد.
منبع: Appreciation of English PoetryLike bring him milk shakes that can't have lumps in them.
مثل اینکه براش بستنی میلکشیک بیاری که توش گلوله نداشته باشه.
منبع: Friends Season 6OK, well, if you're reeling from something, then you're shaken or shocked by something.
باشه، خب، اگه از چیزی به لرزه افتادی، به این معنیه که از چیزی به لرزه افتادی یا شوکه شدی.
منبع: Learn English by following hot topics.emotionally shaken
تحت تأثیر عاطفی قرار گرفتن
physically shaken
تحت تأثیر جسمی قرار گرفتن
shaken up
تحت فشار قرار گرفتن
shake uncontrollably
به طور غیرقابل کنترلی لرزیدن
be badly shaken by the news
به طرز بدی از اخبار شوکه شوید
was badly shaken up by the accident.
تصادف باعث شد به طرز بدی به لرزه بیفتد.
They were shaken badly by the news.
آنها به طرز بدی از اخبار شوکه شدند.
she was shaken to the core by his words.
او به شدت از حرفهای او به هسته خود تکان خورد.
She was shaken by the news of the disaster.
او با خبر فاجعه به شدت تکان خورد.
A sheet of metal was shaken to simulate the noise of thunder.
یک ورقه فلزی برای شبیهسازی صدای رعد و برق تکان داده شد.
the town was shaken by a series of grisly crimes.
شهر را سريزي از جنايات دلخراش به لرزه انداخت.
he thought he had shaken off his pursuer.
او فکر کرد که تعقیب کننده خود را دور کرده است.
Sheedy has shaken off a calf injury.
شیدی آسیبدیدگی ساق پا را پشت سر گذاشته است.
He seemed shaken after the interrogation.
او بعد از بازجویی به نظر تکان خورده میرسید.
This issue has shaken the very foundations of French politics.
این موضوع اساساً سیاست فرانسه را به لرزه درآورده است.
The passengers were shaken up but are all right.
مسافران تکان خوردند اما خوب هستند.
use soap flakes shaken up in the water to make bubbles.
برای درست کردن حبابها از پودر صابون که در آب تکان داده شده استفاده کنید.
The committee needs to be shaken out to get rid of some of the elderly members.
کمیته باید مورد بازنگری قرار گیرد تا برخی از اعضای مسن را حذف کند.
No one was hurt, but many of the passengers were severely shaken up by the accident.
هیچ کس آسیب ندید، اما بسیاری از مسافران به شدت در اثر حادثه تکان خوردند.
His mother’s death had shaken him dreadfully.
مرگ مادرش او را به شدت تکان داده بود.
The team seems to have shaken off the jinx that’s been dogging them for months.
به نظر میرسد تیم توانسته است طلسمی را که برای ماهها آنها را آزار میداد، از خود دور کند.
in the final lap she looked as though she had shaken off the Dutch girl.
در آخرین دور، به نظر میرسید که او دختر هلندی را پشت سر گذاشته است.
the weeds at the bottom gently bending down the stream, shaken by the watery wind, still planted where their seeds had sunk, but erelong to die and go down likewise;
علفهای هرز در پایین به آرامی در امتداد جریان آب خم میشوند، به هم ریخته شده توسط باد آبی، هنوز کاشته شده در جایی که دانههای آنها غرق شدهاند، اما به زودی خواهند مرد و به همین ترتیب پایین میروند.
These are walls, which have been shaken by armies and earthquakes.
این دیوارها هستند که توسط ارتشها و زمینلرزهها به لرزه درآمدهاند.
منبع: Cloud Travel HandbookShake, shake, shake, shake, shake, shake shake your area dress, shake your area dress.
به لرزه درآ، به لرزه درآ، به لرزه درآ، به لرزه درآ، به لرزه درآ، به لرزه درآ لباس ناحیه خود را، به لرزه درآ لباس ناحیه خود را.
منبع: Learn to dress like a celebrity.Their confidence is being shaken because the rules of the game change every year.
اعتماد آنها به دلیل تغییر قوانین بازی به لرزه درآمده است.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)The country is often shaken by earthquakes.
این کشور اغلب دچار زمینلرزه میشود.
منبع: VOA Special English: WorldAirlines have already been shaken by rising fuel costs and staff shortages.
خطوط هوایی قبلاً تحت تأثیر افزایش هزینههای سوخت و کمبود پرسنل قرار گرفتهاند.
منبع: Financial TimesIs there a moment on camera that has truly shaken you?
آیا لحظهای وجود دارد که واقعاً شما را به لرزه درآورده باشد؟
منبع: 73 Quick Questions and Answers with Celebrities (Bilingual Selection)President Milo Dukanovic said he was deeply shaken by the terrible tragedy in Cetinje.
مilo دوکانوویچ، رئیسجمهور، گفت که از فاجعه وحشتناک در Cetinje عمیقاً به لرزه افتاده است.
منبع: BBC Listening Collection August 2022It is an ever fixed mark that looks on tempest and is never shaken.
این یک نشان ثابت است که به طوفان نگاه میکند و هرگز به لرزه نمیافتد.
منبع: Appreciation of English PoetryLike bring him milk shakes that can't have lumps in them.
مثل اینکه براش بستنی میلکشیک بیاری که توش گلوله نداشته باشه.
منبع: Friends Season 6OK, well, if you're reeling from something, then you're shaken or shocked by something.
باشه، خب، اگه از چیزی به لرزه افتادی، به این معنیه که از چیزی به لرزه افتادی یا شوکه شدی.
منبع: Learn English by following hot topics.لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید