unstaffed

[ایالات متحده]/[ʌnˈstæft]/
[بریتانیا]/[ʌnˈstæft]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون کارکنان؛ فاقد کارمندان.؛ کار کردن بدون کارکنان؛ خودکار.

عبارات و ترکیب‌ها

unstaffed booth

کیوسک بدون کارکنان

unstaffed hours

ساعات بدون کارکنان

being unstaffed

در حال بودن بدون کارکنان

unstaffed station

ایستگاه بدون کارکنان

temporarily unstaffed

موقتاً بدون کارکنان

unstaffed area

منطقه بدون کارکنان

unstaffed desk

میز بدون کارکنان

unstaffed window

پنجره بدون کارکنان

unstaffed post

پست بدون کارکنان

often unstaffed

اغلب بدون کارکنان

جملات نمونه

the remote visitor center is currently staffed by an automated system and remains largely unstaffed.

مرکز بازدید دور دست توسط یک سیستم خودکار پشتیبانی می‌شود و عموماً بدون کارکنان باقی می‌ماند.

due to budget cuts, several departments are now operating with an unstaffed weekend schedule.

به دلیل کاهش بودجه، چندین بخش اکنون با برنامه‌ای برای روزهای پایان هفته بدون کارکنان کار می‌کنند.

the security booth was unstaffed overnight to reduce operational costs.

کیوسک امنیت در طول شب بدون کارکنان باقی ماند تا هزینه‌های عملیاتی کاهش یابد.

the emergency exit remains unstaffed, ensuring quick evacuation during crises.

درگاه اضطراری بدون کارکنان باقی می‌ماند تا در مواقع بحرانی خروج سریع تضمین شود.

the observation deck is unstaffed, but visitors can access information via interactive kiosks.

پل مشاهده بدون کارکنان است، اما بازدیدکنندگان می‌توانند از طریق کیوسک‌های تعاملی اطلاعات را دریافت کنند.

the after-hours reception desk is unstaffed, so please use the drop box for urgent correspondence.

میز پذیرایی پس از ساعات کاری بدون کارکنان است، بنابراین لطفاً از جعبه ارسال پیام‌های فوری استفاده کنید.

the research lab is often unstaffed on weekends while the principal investigator is traveling.

آزمایشگاه تحقیقاتی اغلب در روزهای پایان هفته بدون کارکنان است در حالی که محقق اصلی در سفر است.

the unmanned kiosk provides self-service options, making it an unstaffed point of sale.

کیوسک بدون کارکنان گزینه‌های خدمت‌گذاری خودکار ارائه می‌دهد، بنابراین آن را یک نقطه فروش بدون کارکنان می‌کند.

the remote monitoring station is designed to be unstaffed, relying on automated alerts.

ایستگاه نظارت دور دست به گونه‌ای طراحی شده است که بدون کارکنان باقی بماند و از هشدارهای خودکار استفاده کند.

the storage facility is unstaffed for security reasons and to minimize operational expenses.

فروشگاه ذخیره‌سازی به دلیل امنیت و کاهش هزینه‌های عملیاتی بدون کارکنان است.

the automated system allows the help desk to remain unstaffed during certain hours.

سیستم خودکار امکان دارد که میز کمک در ساعات خاصی بدون کارکنان باقی بماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید