unsworn

[ایالات متحده]/ʌnˈswɔːn/
[بریتانیا]/ʌnˈswɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشتهٔ شرکت نکردن در سوگند
adj. بدون سوگند خورده

عبارات و ترکیب‌ها

unsworn statement

اظهارات بدون سوگند

unsworn witness

شهادت دهنده بدون سوگند

unsworn testimony

شهادت بدون سوگند

unsworn affidavit

تأییدیه بدون سوگند

unsworn declaration

اظهارنامه بدون سوگند

unsworn evidence

گواهی بدون سوگند

unsworn complaint

شکایت بدون سوگند

unsworn report

گزارش بدون سوگند

جملات نمونه

the witness provided an unsworn statement to the police.

شهادت بدون سوگند توسط شاهد به پلیس ارائه شد.

during the trial, the judge allowed an unsworn declaration.

در طول دادگاه، قاضی اجازه یک اظهارنامه بدون سوگند را داد.

he made an unsworn affirmation of his innocence.

او تایید بدون سوگند مبنی بر بی‌گناهی خود کرد.

unsanctioned and unsworn, the report lacked credibility.

گزارش غیرمجاز و بدون سوگند، فاقد اعتبار بود.

the unsworn testimony raised questions about its validity.

شهادت بدون سوگند سوالاتی را در مورد اعتبار آن مطرح کرد.

she submitted an unsworn affidavit to support her claim.

او یک سوگندنامه بدون سوگند برای حمایت از ادعای خود ارائه داد.

unsanctioned, the unsworn evidence was dismissed by the court.

غیرمجاز، شواهد بدون سوگند توسط دادگاه رد شد.

the lawyer questioned the reliability of the unsworn evidence.

وکیل از قابلیت اطمینان شواهد بدون سوگند سوال کرد.

he gave an unsworn statement in front of the committee.

او یک اظهارنامه بدون سوگند در حضور کمیته ارائه داد.

the documents included unsworn testimonies from several witnesses.

اسناد شامل شهادت‌های بدون سوگند از چندین شاهد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید