knot untanglers
آزاد کننده گره ها
life untanglers
آزاد کننده زندگی
data untanglers
آزاد کننده داده ها
relationship untanglers
آزاد کننده روابط
become untanglers
شدن آزاد کننده
skilled untanglers
آزاد کننده های ماهر
untanglers work
کار آزاد کننده
professional untanglers
آزاد کننده های حرفه ای
untanglers needed
نیاز به آزاد کننده
the skilled knot-untanglers quickly resolved the fishing line issue.
نوازشگران نخ کشیده به سرعت مشکل نخ ماهیگیری را حل کردند.
we hired professional hair-untanglers to manage the bridal party's complex braids.
ما متخصصان جدا کردن مو را استخدام کردیم تا پیچیدگیهای پوستههای ارایشگر را مدیریت کنند.
software untanglers can help debug complex code dependencies.
جدا کنندههای نرم افزاری میتوانند به عیب یابی وابستگیهای پیچیده کد کمک کنند.
the jewelry store employed experienced chain untanglers to restore damaged pieces.
مغازه جواهر فردایی را استخدام کرد تا قطعات آسیب دیده را بازیابی کنند.
data untanglers sift through messy information to find valuable insights.
جدا کنندههای داده از اطلاعات فوضهای گذارند تا نگاههای ارزشمند را پیدا کنند.
legal untanglers specialize in resolving complex contract disputes.
جدا کنندههای حقوقی در حل اختلافات قراردادی پیچیده تخصص دارند.
the garden hose untanglers prevented frustrating watering delays.
جدا کنندههای لوله گیاهان باعث جلوگیری از تاخیرهای آبیاری ناراحتکننده شدند.
financial untanglers help businesses navigate complicated tax regulations.
جدا کنندههای مالی کمک میکنند تا کسب و کارها از مقررات مالیاتی پیچیده گذرانند.
relationship untanglers offer guidance to couples facing difficult challenges.
جدا کنندههای روابط راهنمایی به زوجهایی که با چالشهای دشوار مواجه هستند ارائه میدهند.
the team used specialized wire untanglers to repair the electrical system.
تیم از جدا کنندههای سیمهای ویژه برای تعمیر سیستم برق استفاده کرد.
a good project manager acts as an untangler, resolving team conflicts.
یک مدیر پروژه خوب به عنوان یک جدا کننده عمل میکند و اختلافات تیم را حل میکند.
knot untanglers
آزاد کننده گره ها
life untanglers
آزاد کننده زندگی
data untanglers
آزاد کننده داده ها
relationship untanglers
آزاد کننده روابط
become untanglers
شدن آزاد کننده
skilled untanglers
آزاد کننده های ماهر
untanglers work
کار آزاد کننده
professional untanglers
آزاد کننده های حرفه ای
untanglers needed
نیاز به آزاد کننده
the skilled knot-untanglers quickly resolved the fishing line issue.
نوازشگران نخ کشیده به سرعت مشکل نخ ماهیگیری را حل کردند.
we hired professional hair-untanglers to manage the bridal party's complex braids.
ما متخصصان جدا کردن مو را استخدام کردیم تا پیچیدگیهای پوستههای ارایشگر را مدیریت کنند.
software untanglers can help debug complex code dependencies.
جدا کنندههای نرم افزاری میتوانند به عیب یابی وابستگیهای پیچیده کد کمک کنند.
the jewelry store employed experienced chain untanglers to restore damaged pieces.
مغازه جواهر فردایی را استخدام کرد تا قطعات آسیب دیده را بازیابی کنند.
data untanglers sift through messy information to find valuable insights.
جدا کنندههای داده از اطلاعات فوضهای گذارند تا نگاههای ارزشمند را پیدا کنند.
legal untanglers specialize in resolving complex contract disputes.
جدا کنندههای حقوقی در حل اختلافات قراردادی پیچیده تخصص دارند.
the garden hose untanglers prevented frustrating watering delays.
جدا کنندههای لوله گیاهان باعث جلوگیری از تاخیرهای آبیاری ناراحتکننده شدند.
financial untanglers help businesses navigate complicated tax regulations.
جدا کنندههای مالی کمک میکنند تا کسب و کارها از مقررات مالیاتی پیچیده گذرانند.
relationship untanglers offer guidance to couples facing difficult challenges.
جدا کنندههای روابط راهنمایی به زوجهایی که با چالشهای دشوار مواجه هستند ارائه میدهند.
the team used specialized wire untanglers to repair the electrical system.
تیم از جدا کنندههای سیمهای ویژه برای تعمیر سیستم برق استفاده کرد.
a good project manager acts as an untangler, resolving team conflicts.
یک مدیر پروژه خوب به عنوان یک جدا کننده عمل میکند و اختلافات تیم را حل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید