untenanted

[ایالات متحده]/ʌnˈtɛn.tɪd/
[بریتانیا]/ʌnˈtɛn.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. اجاره نشده یا اشغال نشده

عبارات و ترکیب‌ها

untenanted property

ملک بدون سکنه

untenanted space

فضای بدون سکنه

untenanted building

ساختمان بدون سکنه

untenanted lot

قطعه زمین بدون سکنه

untenanted house

خانه بدون سکنه

untenanted unit

واحد بدون سکنه

untenanted area

منطقه بدون سکنه

untenanted premises

فضای بدون سکنه

untenanted zone

منطقه بدون سکنه

untenanted site

محل بدون سکنه

جملات نمونه

the apartment has been left untenanted for months.

آپارتمان‌ها برای ماه‌ها بدون سکنه رها شده‌اند.

they decided to keep the house untenanted until the market improves.

آنها تصمیم گرفتند خانه را تا بهبود بازار بدون سکنه نگه دارند.

untenanted properties can quickly fall into disrepair.

املاک بدون سکنه می‌توانند به سرعت دچار فرسودگی شوند.

many businesses struggle with untenanted office spaces.

بسیاری از مشاغل با فضاهای اداری بدون سکنه دست و پنجه نرم می‌کنند.

the landlord was worried about the untenanted units.

مالک از واحدهای بدون سکنه نگران بود.

untenanted buildings can become targets for vandalism.

ساختمان‌های بدون سکنه می‌توانند هدف خرابکاری شوند.

she prefers living in a neighborhood with fewer untenanted homes.

او ترجیح می‌دهد در محله‌ای با خانه‌های کمتر بدون سکنه زندگی کند.

the city council is addressing the issue of untenanted properties.

شورای شهر در حال رسیدگی به مشکل املاک بدون سکنه است.

they plan to renovate the untenanted building for new tenants.

آنها قصد دارند ساختمان بدون سکنه را برای مستاجران جدید بازسازی کنند.

untenanted lots can be converted into community gardens.

زمین‌های بدون سکنه را می‌توان به باغ‌های محلی تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید