untrodden

[ایالات متحده]/ʌnˈtrɒd.ən/
[بریتانیا]/ʌnˈtrɑː.dən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پا نخورده یا زیر پا نرفته؛ متروک یا غیر مسکونی

عبارات و ترکیب‌ها

untrodden path

مسیر نو رفته

untrodden ground

زمین نو رفته

untrodden territory

سرزمین نو رفته

untrodden ways

راه های نو رفته

untrodden fields

زمین های نو رفته

untrodden regions

مناطق نو رفته

untrodden areas

مناطقی که هنوز پا نگذاشته اند

untrodden places

مکان های نو رفته

untrodden routes

مسیرهای نو رفته

untrodden landscapes

مناظر طبیعی بکر

جملات نمونه

the explorer ventured into untrodden territories.

کاوشگر وارد سرزمین‌های پا نخورده شد.

she found beauty in the untrodden paths of the forest.

او زیبایی را در مسیرهای پا نخورده جنگل یافت.

his ideas were considered untrodden ground in the field of science.

ایده‌های او به عنوان زمین پا نخورده در زمینه علم در نظر گرفته می‌شد.

they discovered an untrodden beach hidden from tourists.

آنها یک ساحل پا نخورده که از دید ​​گردشگران پنهان بود، کشف کردند.

walking through untrodden snow felt magical.

قدم زدن در برف پا نخورده جادویی به نظر می‌رسید.

the artist drew inspiration from untrodden landscapes.

هنرمند از مناظر پا نخورده الهام گرفت.

he wrote about untrodden philosophies in his book.

او در کتاب خود درباره فلسفه‌های پا نخورده نوشت.

they trekked through untrodden mountains to reach the summit.

آنها برای رسیدن به قله از کوه‌های پا نخورده عبور کردند.

the journey to the untrodden valley was challenging.

سفر به دره پا نخورده چالش برانگیز بود.

untrodden paths often lead to unexpected discoveries.

مسیرهای پا نخورده اغلب منجر به کشف‌های غیرمنتظره می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید