untypically quiet
غیرمعمولاً ساکت
untypically cheerful
غیرمعمولاً شاد
untypically good
غیرمعمولاً خوب
untypically late
غیرمعمولاً دیر
untypically warm
غیرمعمولاً گرم
untypically formal
غیرمعمولاً رسمی
untypically polite
غیرمعمولاً مؤدب
he behaved untypically
او غیرمعمول رفتار کرد
untypically successful
غیرمعمولاً موفق
untypically generous
غیرمعمولاً سخاوتمند
the usually reserved professor spoke atypically passionately about the research.
استاد معمولاً محتاط، با اشتیاقی غیرمعمول درباره تحقیق صحبت کرد.
she behaved atypically calmly during the stressful negotiation.
او در طول مذاکره پراسترس، بهطور غیرمعمولی آرام رفتار کرد.
the weather was atypically warm for december.
هوا برای دسامبر بهطور غیرمعمول گرم بود.
he reacted atypically slowly to the urgent request.
او به درخواست فوری بهطور غیرمعمول کند واکنش نشان داد.
the company performed atypically well in the last quarter.
شرکت در سهماهه گذشته بهطور غیرمعمول خوب عمل کرد.
the child, usually shy, acted atypically boldly in the play.
کودک، که معمولاً خجالتی بود، در نمایش بهطور غیرمعمول جسورانه عمل کرد.
the stock market moved atypically erratically yesterday.
بازار سهام دیروز بهطور غیرمعمول بیثبات حرکت کرد.
he dressed atypically formally for the casual gathering.
او برای مهمانی غیررسمی بهطور غیرمعمول رسمی لباس پوشید.
the team worked atypically long hours to meet the deadline.
تیم برای رسیدن به مهلت مقرر بهطور غیرمعمول ساعات کاری طولانی کار کرد.
the food tasted atypically bland at the usually flavorful restaurant.
غذا در رستورانی که معمولاً طعمدار است، بهطور غیرمعمول بیمزه بود.
she responded atypically defensively to the simple question.
او به سوال ساده بهطور غیرمعمول تدافعی پاسخ داد.
untypically quiet
غیرمعمولاً ساکت
untypically cheerful
غیرمعمولاً شاد
untypically good
غیرمعمولاً خوب
untypically late
غیرمعمولاً دیر
untypically warm
غیرمعمولاً گرم
untypically formal
غیرمعمولاً رسمی
untypically polite
غیرمعمولاً مؤدب
he behaved untypically
او غیرمعمول رفتار کرد
untypically successful
غیرمعمولاً موفق
untypically generous
غیرمعمولاً سخاوتمند
the usually reserved professor spoke atypically passionately about the research.
استاد معمولاً محتاط، با اشتیاقی غیرمعمول درباره تحقیق صحبت کرد.
she behaved atypically calmly during the stressful negotiation.
او در طول مذاکره پراسترس، بهطور غیرمعمولی آرام رفتار کرد.
the weather was atypically warm for december.
هوا برای دسامبر بهطور غیرمعمول گرم بود.
he reacted atypically slowly to the urgent request.
او به درخواست فوری بهطور غیرمعمول کند واکنش نشان داد.
the company performed atypically well in the last quarter.
شرکت در سهماهه گذشته بهطور غیرمعمول خوب عمل کرد.
the child, usually shy, acted atypically boldly in the play.
کودک، که معمولاً خجالتی بود، در نمایش بهطور غیرمعمول جسورانه عمل کرد.
the stock market moved atypically erratically yesterday.
بازار سهام دیروز بهطور غیرمعمول بیثبات حرکت کرد.
he dressed atypically formally for the casual gathering.
او برای مهمانی غیررسمی بهطور غیرمعمول رسمی لباس پوشید.
the team worked atypically long hours to meet the deadline.
تیم برای رسیدن به مهلت مقرر بهطور غیرمعمول ساعات کاری طولانی کار کرد.
the food tasted atypically bland at the usually flavorful restaurant.
غذا در رستورانی که معمولاً طعمدار است، بهطور غیرمعمول بیمزه بود.
she responded atypically defensively to the simple question.
او به سوال ساده بهطور غیرمعمول تدافعی پاسخ داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید