unwisely

[ایالات متحده]/'ʌn'waizli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. احمقانه

عبارات و ترکیب‌ها

act unwisely

عمل کردن به شکل غیرحکیمانه

spend unwisely

هزینه کردن غیرمنصفانه

speak unwisely

صحبت کردن به شکل غیرحکیمانه

جملات نمونه

How often we have been temerarious and rushed unwisely in.

چقدر اغلب ما بی‌احتیاط و عجولانه عمل کرده‌ایم.

Unwisely, Montrose deixou sua pilhagem Perth e Aberdeen dos homens após ter feito exame d, conduzindo à hostilidade a suas forças em uma área onde os sympathies de Royalist fossem fortes.

به طور غیرمنصفانه، مونتروز غنیمت پرث و آبردین را از مردان پس از انجام معاینات d رها کرد و باعث خصومت نیروهایش در مناطقی شد که همدلی سلطنت‌گرایان قوی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید