act unwisely
عمل کردن به شکل غیرحکیمانه
spend unwisely
هزینه کردن غیرمنصفانه
speak unwisely
صحبت کردن به شکل غیرحکیمانه
How often we have been temerarious and rushed unwisely in.
چقدر اغلب ما بیاحتیاط و عجولانه عمل کردهایم.
Unwisely, Montrose deixou sua pilhagem Perth e Aberdeen dos homens após ter feito exame d, conduzindo à hostilidade a suas forças em uma área onde os sympathies de Royalist fossem fortes.
به طور غیرمنصفانه، مونتروز غنیمت پرث و آبردین را از مردان پس از انجام معاینات d رها کرد و باعث خصومت نیروهایش در مناطقی شد که همدلی سلطنتگرایان قوی بود.
act unwisely
عمل کردن به شکل غیرحکیمانه
spend unwisely
هزینه کردن غیرمنصفانه
speak unwisely
صحبت کردن به شکل غیرحکیمانه
How often we have been temerarious and rushed unwisely in.
چقدر اغلب ما بیاحتیاط و عجولانه عمل کردهایم.
Unwisely, Montrose deixou sua pilhagem Perth e Aberdeen dos homens após ter feito exame d, conduzindo à hostilidade a suas forças em uma área onde os sympathies de Royalist fossem fortes.
به طور غیرمنصفانه، مونتروز غنیمت پرث و آبردین را از مردان پس از انجام معاینات d رها کرد و باعث خصومت نیروهایش در مناطقی شد که همدلی سلطنتگرایان قوی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید